Listen now for free
1 John
در این برنامهها با هم به نامهٔ اول یوحنا سفر میکنیم؛ نامهای که از درون چالشها و تعالیم غلط نوشته شد، اما حقیقتی زنده را آشکار میکند: مسیحیت تنها یک مذهب یا ظاهری پرزرقوبرق نیست، بلکه رابطهای واقعی با عیسی مسیح زنده است. یوحنا ما را دعوت میکند تا از فریبها دور بمانیم و حیات ابدیای را که در اوست، تجربه کنیم؛ حیاتی که به ما هویت تازه میبخشد و معیارهای زندگیمان را دگرگون میسازد. میخوام شما را تشویق کنم که این برنامهها را از نامه یوحنا را با ما دنبال کنید چون وقتی به عمق نوشتههای یوحنا میریم، متوجه میشیم که با چه عمقی به درون مسیح و رابطه با مسیح کشیده میشیم.
-
-
- 01 Episode
- نامه اول یوحنا، مقدمه | 1 John 1
نص:
وقتی به کلیسا امروزی نگاه میکنیم که با چه زرق و برقی تو دنیای غرب پوشیده شده و کلیساهایی که در جفا هستند و این دو را با مسیحیت امروزی مقایسه میکنیم، این سوال پیش میاد که آیا این همون مسیحیتی هستش که کتاب مقدس بهمون معرفی میکنه یا این چهره دیگه از مسیحیته که ما باهاش روبرو هستیم.
یادم میاد جز اولین چیزهایی که درباره مسیحیت تو ایران از یکی از شبانان شنیده بودم، این بود که مسیحیت با چیزی که تو هالیوود نشان داده میشه، فرق داره و چیزی که زیاد شاهدش بودم اینه که مسیحیت کتاب مقدسی و چهرهای که از مسیح تو کتاب مقدس دیده میشه، حتی با چهرهای که کلیسا خیلی وقتها نشان میده، فرق داره.
این چهره، طی سالهای نخست مسیحیت، با حملات زیادی روبرو شد و یوحنا با نامهی اولش، سعی میکنه که وصلههایی که به مسیحیت چسبیده شده یا سعی کرده خودش را به مسیحیت واقعی بچسبونه، مقابله کنه و مسیحیت را طوری که تو مشارکتش با پدر، پسر و روحالقدس زندگی و تجربه کرده را معرفی کنه.
در زمان یوحنا، این خطرات بیشتر از طرف گروهی وارد شده بود که مدعی داشتن مکاشفات خاص از خدا بودند و این مکاشفات ریشه تو عرفان و فلسفه یونانی داشت که وارد مسیحیت میخواست بشه و مسیحیت را به عنوان آغاز شناخت و رابطه با خدا خوب میدید اما کافی نه.
گروهی که به گنوسی یا ناستیکی معروف شدن و تعلیم میداد که برای نجات پیدا کردن نیاز به داشتن دانش خاصی بود که از خدا به دست میآمد و افراد بایستی با تلاشها و ریاضتهای خاصی به این دانش دست پیدا کنند و ایمان به عیسی و فیض برای نجات پیدا کردن کافی نبود.
پس با شیوع این تعلیم، کلیسا دچار جدایی بین اعضا شد و مسیحیانی که این تعلیم را نمیپذیرفتند، بر چسب بی ایمانی و یا درجه ۲ زده میشد.
در این دوره بود که یوحنا پیام خودش را به کلیسای افسس نوشت و قصدش این بود که با این نامه، نه تنها به کلیساهای مختلف آن منطقه هشدار بده که نسبت به این نوع تعلیم هوشیار باشه، بلکه برچسب کم ایمانی و درجه دو که به ایمانداران چسبانده میشد، رو ازش دور کنه چون ایمانداران، تو مشارکت با پدر و پسرش مسیح توسط روحالقدس بودن و این نشان میداد که آنها، کلیسای مسیح هستن.
حالا که رسولان یکی یکی شهید شدن، مبشران تو جاهای مختلف وجود دارن اما همه آنها یک پیغام رو موعظه و بشارت نمیدادن. افرادی که حتی یوحنا میگه که با رسولان و کلیسا بودن اما از آنها جدا شدن و به تعالیم دیگهای شروع به بشارت دادن و تعلیم دادن کردن یا افرادی که برای همشکل کردن پیام مسیحیت با دنیا، سعی کردن چهره مسیح مصلوب را پولیش بدن تا برای دنیا، نرمتر و قابل پذیرشتر بشه.
و به این طور، تعالیم مختلفی زائیده شدن و کلیسای و ایمانداران را تو طبقههای مختلف اجتماعی، به خودی و غیر خودی تقسیم کرد ــ اما مسیحی یعنی رابطه شخصی با مسیح زنده. مسیحی که معیارها، اخلاقایاتش، محبت و فدارکاریش رو میشه تو تمام کارهاش دید و اگه چیزی از این مسیح حذف بشه، اسمش مسیح نیست و پیروانش هم مسیحی نیستن.
دوست دارم این رو هم بگم که این نامه به تکتک ایمانداران یعنی به تو و من نوشته شده، به من و تو که تو که به عنوان عضوی از خانوادهٔ خدا محسوب شدیم و این رو اینطور میفهمیم که ما فرزندان خدا خوانده شدیم.
یوحنا تو این نامه نشان میده که این حیات ابدی در ما ایمانداران چطور عمل میکنه و برای دیدن آن تو خودمان، نیاز هست که به عیسی نگاه کنیم. همانطوری که اون زندگی کرد، روزی قراره ما هم همانطور بشیم و اون نوبر همه ماست، پس همان حیاتی که تو اون دیده شد، در ما دیده خواهد شد و همان معیارها و اخلاقیات هم باید تو ما رفته رفته دیده بشه.
میدانم که این چیزها هنوز تو ما اونقدر دیده نمیشه و این درسته و کافی با ایمان قدم برداریم و در زمانش، در ما ثمر خودش را نشان میده.
در آخر یک چیزی دیگه که نمیخوام راحت ازش بگذرم اینه که حتی با این شرایط و تعالیم غلطی که خیلی شیوع پیدا کرد، این برکت را هم آمد که چنین نوشتههای عمیق و قوی به دست ما برسه که اگر این چالشها سراغ کلیسای اولیه نمیومد، ما امروز به چنین مطالبی شاید دسترسی نداشتیم که بتونیم ازش یاد بگیریم پس وقتی امروز هم با چالشها یا تعالیم دیگهای روبرو میشیم، ما با نگاه به کتاب مقدس میتونیم درک کنیم که اصول چیه و جزئيات و اختلافات چیا هستن و با این معیارها میتونیم راه درست را تشخیص بدیم.
میخوام تشویقتون کنم که ادامه این برنامهها را با ما باشید و از هفته آینده از فصل ۱ شروع خواهیم کرد. ترجمهای که از آن قراره استفاده کنیم، ترجمه مژده برای عصر جدید هستش و خوشحال میشیم که نظراتتان را با ما به اشتراک بگذارید یا اگه برکتی از آن میگیرید، آن را با دیگران هم پخش کنید.
من امین افشارنادری هستم و تا هفته آینده که در خدمتتان باشم.
برکت خداوند با شما باشه.
Social Media:
Website: https://kalameye-hayat.com
Telegram: https://t.me/KalameyeHayatofficial
Instagram: https://www.instagram.com/kalameyehayat
Youtube: https://www.youtube.com/channel/UCyhbpNCwyvva-yH1gwFNw1w/videos
#نامه_اول_یوحنا
#پادکست_مسیحی
#کلمه_حیات
#کتاب_مقدس
#مسیحیت_واقعی
#حقیقت_انجیل
#ایمان_مسیحی
#عیسی_مسیح
#فرزندان_خدا
#روح_القدس
#حیات_ابدی
#انجیل
#کلیسای_اولیه
#ایمان_و_محبت
#تعلیم_غلط
#گنوسی
#ناستیکی
#مسیح_مصلوب
#کلیسای_مسیح
#زندگی_مسیحی
#ایمان_عملی
#موعظه
#بشارت
#پادکست_مسیحیت
#مژده_برای_عصر_جدید
-
- 02 Episode
- نامه اول یوحنا ۱: ۱ الی ۴ | 1 John 1 : 1-4
نص:
وقتی میخواید کسی را معرفی کنید یا در موردش با کسی صحبت کنید، چطور شروع میکنید و اون را چطور معرفی میکنید؟
ممکنه از اسم و فامیلش شروع کنیم یا اینکه کجا زندگی میکنه و شغلش چیه و چیزهایی که ازش میدانیم را برای معرفی کردنش استفاده کنیم و اینها نشان میدن که ما چقدر این شخص را میشناسیم و باهاش صمیمی هستیم.
این روشیه که یوحنا استفاده میکنه برای معرفی عیسی طوری که دیده بود و شناخته بود چون عدهای پیدا شده بودن که عیسی دیگهای را داشتن به کلیسا معرفی میکردن که با کسی که یوحنا شاهدش بود، فرق داشت، برای همینه که نامهاش را اینطوری شروع میکنه که:
ما دربارهٔ كلمهٔ حیات به شما مینویسیم -كلامی كه از ازل بود و ما آن را شنیده و با چشمان خود دیدهایم – آری، ما آن را دیدهایم و دستهایمان آن را لمس کرده است. آن حیات ظاهر شد و ما آن را دیدیم. پس ما دربارهٔ آن شهادت میدهیم و از حیات جاودانی كه با پدر بود و به ما شناسانیده شد، شما را آگاه میسازیم. آری، آنچه را كه ما دیده و شنیدهایم به شما اعلام میکنیم تا در اتّحادی كه ما با پدر و پسر او عیسی مسیح داریم، شما هم با ما شریک شوید. این را مینویسیم تا شادی ما كامل گردد.
این آیاتی ۱ تا ۴ نامه ۱ یوحنا بود.
چیزی که اینجا میخونیم، واضح میگه که داره از کدام عیسی صحبت میکنه.
چیزهای مختلفی هست که درباره عیسی تو رسانهها گفته میشه یا حتی داستانهایی که به اون نسبت داده میشه، این چیزیه که امروز هم خیلی رواج داره مثلاً در زمان یوحنا، دیدگاه عرفانی وجود داشت که باور داشت چیزهای مادی ناپاک و آلوده هستش و این دیدگاه تو مسیحیت هم سعی کرد وارد بشه که هنوز هم آثار اون گاه و بیگاه تو تعالیم مختلف اثرش دیده یا شنیده میشه. آنها میگفتند که عیسی فقط یک موجود روحانی بود و محاله که یک موجود روحانی، در جسم گناهآلود دیده بشه.
آیا این مسیحی هستش که یوحنا باهاش ملاقات کرده بود؟ نه چون بیشتر از ۳ سال باهاش زندگی کرد و حتی بعد از قیامش، باهاش غذا میخوره یا به توما میگه بیا و زخمهای من را لمس کن.
اگر مسیح تو یک بدن انسانی نیامده بودش پس مسیحیت و کفاره گناهان نمیتونه وجود داشته باشه چون قربانی گذرانده نشده و خونی برای بخشش گناه ریخته نشده، در نتیجه، گناه انسان همچنان باقی میماند.
این چیزیه که یوحنا داره اعلام میکنه که بخاطر جسم شدن و کفاره شدن مسیح است که ما امروز میتونیم با خدا در مشارکت باشیم بواسطه مسیح و این دلیل خوش و شادی ماست وگرنه دلیلی برای شادی وجود نداره.
یوحنا یک نکتهی خیلی خاص رو نشون میده اینکه با این خدا ما در مشارکت و رابطه هستیم و این چیزی نیست که فقط از توهمات یا فلسفههای مختلف شکل گرفته باشه بلکه چیزیه که دقیقا لمس کرده و داره بهش شهادت میده و نتیجهی این رابطه شادی کامله که وابسته به شرایط نیست، چون بخاطر حضور خداست بخاطر همین حتی تو سختیها هم باقی میمونه، چون ریشه در چیزی داره که تغییر نمیکنه یعنی خود خدا.
چی از این بالاتر و چه شادی بالاتر از این که اون ما را خواسته و تو زندگیمون حضور داره.
یوحنا این را به کلیسا میگه تا اونها هم بیاد داشته باشن که آنها هم شریک این شادی هستن و ما هم امروز دعوت شدیم که نه فقط درباره عیسی بشنویم، بلکه او رو تجربه کنیم و شادی حقیقی ما وقتی کامل میشه که با هم تو این رابطه و تو این مشارکت زندگی کنیم.
میدانم که مشارکت با دیگران در کلیسا همیشه ساده یا خوشایند نیست. گاهی با ضعفها، زخمها یا یاداوری خاطرات دردناک هستش ولی این را باید یاد بگیریم که همونطوری که جسم ما تمایلی به بودن در تو حضور خدا نداره و باید اون را تمرین بدیم، باید ذهن و رفتار خودمون رو هم تمرین بدیم که حتی در کنار کسانی که برایمان آسان نیستند، شادی کنه چون مسیح برای همانها هم مصلوب شد.
شاید یک قدمی ساده برای تمرین این موضوع این باشه که عمداً سراغ کسی بریم که سعی میکنیم ازش فاصله بگیریم، براش دعا کنیم و بتونیم باهاش گفتگویی داشته باشیم، بخاطرش خدا رو کشر کنیم و ممکنه همین تمرین کوچک، کمک کنه تا نگاهمون عوض شود و دلمون بیشتر از خوشی مسیح پر بشه.
پس بیایید با هم در این مشارکت باقی بمانیم، با خدا و با بقیه تا شادیای که یوحنا دربارهاش میگوید، در ما نیز کامل شود.
شما را به دستان خداوند میسپارم. شادی و آرامش او با شما باشد.
تا هفته آینده.
Social Media:
Website: https://kalameye-hayat.com
Telegram: https://t.me/KalameyeHayatofficial
Instagram: https://www.instagram.com/kalameyehayat
Youtube: https://www.youtube.com/channel/UCyhbpNCwyvva-yH1gwFNw1w/videos
#نامه_اول_یوحنا
#عیسی_مسیح
#کلمه_حیات
#خوشی_کامل
#شادی_در_مسیح
#مشارکت_با_خدا
#مشارکت_با_کلیسا
#شهادت_یوحنا
#حیات_جاودانی
#ایمان_مسیحی
#بدعت
#تعلیم_غلط
#حقیقت_انجیل
#پادکست_مسیحی
#موعظه
#انجیل
#کلیسا
#محبت_مسیح
#زندگی_جدید
#خدا_با_ما
#شادی_حقیقی
-
- 03 Episode
- نامه اول یوحنا ۱: ۵ الی ۱۰ | 1 John 1 : 5-10
نص:
در نوری که حقیقت است
توی اطراف روستایی که پدرم تو کودکی زندگی میکرد، تونلهای قطار زیادی وجود داشت که همه تو دل کوه کنده شده بودن. گاهی این تونلها پیچهایی داشتن که نمیشد ته تونل را دید، نه میشد دید که قطاری تو مسیر هست یا نه و نه اجازه میداد که نور داخل تونل را روشن کنه و اگه میخواستیم از داخل تونل رد بشیم، ممکن بود پامون جایی گیر کنه و زمین بخوریم یا با دیوارههای تونل برخورد کنیم و زخمی شیم.
این تونلها، شبیه زندگی ماست، گاهی آخر تونل و مسیری که داریم طی میکنیم را میبینیم و گاهی هم نمیتونیم. گاهی زمین میخوریم و گاهی میتونیم بدون مشکل ادامه بدیم و همه اینها به نوری بستگی داره که راهمون را روشن میکنه تا بتونیم جلومون را ببینیم.
این داستان را تعریف کردم چون میخواستم به این بخش از یوحنا برسم که یوحنا، خدا را تو جملات کوتاهی توصیف میکنه که با یکبار شنیدن، همیشه شنونده میتونه اون رو بیاد بسپاره. خدا نور است. در او هیچ ظلمتی نیست.
ما اگه این نور را داشته باشیم، پس میتونیم با اطمینان قدم برداریم و اگر این نور تو زندگیمون نباشه، پس تو تاریکی هستیم و ممکنه هر لحظه زمین بخوریم یا به خودمون آسیب بزنیم.
این مثال میتونه کمکمون کنه که متوجه بشیم که چقدر نیاز هستش ما نور خدا را تو زندگیمون داشته باشیم تا بتونیم تو مسیر درست قرار بگیریم.
بزارید آیات امروز را از نامه ۱ یوحنا فصل ۱ آیات ۵ تا ۱۰ بخونم.
این است پیامی كه ما از او شنیدیم و به شما اعلام میکنیم: خدا نور است و هیچ ظلمت در او نیست. پس اگر بگوییم با او متّحد هستیم و در عینحال در ظلمت زندگی میکنیم، معلوم میشود كه گفتار ما دروغ و كردار ما نادرست است. امّا اگر در نور به سر میبریم -همانطور كه خدا در نور است- در آن صورت با یکدیگر اتحاد داریم و خون عیسی، پسر او، ما را از همهٔ گناهانمان پاک میسازد. اگر بگوییم كه بیگناه هستیم، خود را فریب میدهیم و از حقیقت دور هستیم. امّا اگر ما به گناهان خود اعتراف نماییم، میتوانیم به او اعتماد كنیم؛ زیرا او به حق عمل میکند. او گناهان ما را میآمرزد و ما را از همهٔ خطاهایمان پاک میسازد. اگر بگوییم كه هرگز مرتکب گناهی نشدهایم، خدا را دروغگو شمردهایم و از کلام او کاملاً بیخبر هستیم.
این تجربهی ساده از تونلها، کمک میکنه بفهمیم چرا یوحنا اینقدر محکم میگه: خدا نور است.
یوحنا که روزی خودش جوانترین شاگرد مسیح بود، خوب میدانست که جنگهای روحانی و وسوسهها چی هستن. اینکه دربرابر شهوت،چطور ایستادگی کرد یا اینکه چطور با یک سازشکاری میشه از زیر بار انتقادها یا فشارها فرار کرد. اینکه با کنار اومدن با مسائلی، میشه از حملات معلمین دروغی یا دشمنها شانه خالی کرد اما، آیا با این کار، اون میتونست دم از این بزنه که باید تو نور خدا وایساد؟
تو صحبت یوحنا، این یک فرمول ساده هستش که برای تشخیص دادن راه تعلیمن یا نقشهای که در پیش داریم، هر چیزی که تو این نور قرار بگیره، از خداست و هر چیزی که سعی کنه خودش را پنهان کنه، از خدا نیست.
اینطوری میشه نسبت به کاری که میخوایم انجام بدیم و عواقبی که ممکن پیش بیاد، اطمینان داشته باشیم و گاهی فکر میکنم چطور ممکنه کسی بتونه بدون این نور، امید داشته باشه که مسیری که میره را به سلامتی به پایان میرسونه؟
وقتی این متن را میخونیم، یوحنا داره سعی میکنه بهمون چند چیز را بیاد بیاره.
اول از همه، میخواد بهمون زندگی کردن تو نور را یاد بده. هر چیزی که تو نور خدا قرار بگیره و توش تاریکی دیده نشه، از خداست.
خیلی وقتها خیلی سریع میفهمیم که آیا این کاری که قصد داریم انجام بدیم یا داریم انجام میدیم از خداست یا نه، اما اینجاست که قدم سختتر و مهمی باید برداشته بشه.
آیا شهامتش را داریم که اگر صادق نبودیم، این را اعتراف کنیم و رویهامون را عوض کنیم.
این دومین قدم و سختترین قدم برای ماست که بخوایم از راهی که قرار گرفتیم، توبه کنیم و برگردیم حالا هر بار که این اتفاق می افته، هر چقدر بزرگ یا هر چقدر کوچیک، باید اون را جلوی صلیب بیاریم.
گناه را باید بهطور واقعی شناخت و اعتراف کرد و عذر و بهانهجویی برای آن نداشت چون نتیجه گناه، خیلی سختتر از عدم توبه کردن و برگشتن هست.
سومین چیزی که ما را ممکنه به چالش بکشونه، اینه که آیا این ایمان را داریم که خدا میتونه اون را ازمون برداره. ممکنه به ظاهر این خیلی ساده باشه که آره، مسیح گناهان ما را برداشت اما وقتی تو بعضی گناهان می آفتیم، ممکنه به زبان این رو اعتراف کنیم اما در عمل، تو خودمون امید زیادی برای بخشش و نجات نمیبینیم.
موضوع اینه که مسیح و خون اون میتونه هر گناهی را ببخشه و هر گناهکار و مجرمی را به حضور خدا بیاره.
یوحنا میگه که اگر اعتراف کنیم، او امین و عادل است تا ما را از هر ناراستی پاک کنه و وقتی گناهی را اعتراف میکنیم، اون گناه پاک میشه ولی نیاز نیست ما دو مرتبه،سه مرتبه همون گناهی که اعتراف کردیم را دوباره اعتراف کنیم. با اینکار، ما داریم خدا را به بیوفایی و غیر قابل اعتماد بودن متهم میکنیم و این گناه دیگهای هستش چون کتاب مقدس میگه وقتی گناهی را اعتراف و ازش توبه میکنیم، بخاطر خون مسیح اون بخشیده میشه.
پس اگر دومرتبه بخوایم اعترافش کنیم، شبیه اینه که میگیم نه، گناه هنوز پاک نشده و این یعنی انکار وفاداری خدا و این گناه دیگهای هستش که باید ازش توبه کرد.
پس میخوام با این ۳ نکته، شما را تشویق کنیم که تو هفتهای که در پیش داریم، به این فکر کنیم که:
- اول، آیا ما در نور قدم برمیداریم یا نه؟
- دوم، آیا شهامت اعتراف به گناهمون را داریم یا گناه رو پنهان میکنیم؟
- سوم، آیا به وعدهی خدا اعتماد میکنیم یا هنوز با شک زندگی میکنیم؟
برکت خداوند با شما باشد.
تا هفته آینده
Social Media:
Website: https://kalameye-hayat.com
Telegram: https://t.me/KalameyeHayatofficial
Instagram: https://www.instagram.com/kalameyehayat
Youtube: https://www.youtube.com/channel/UCyhbpNCwyvva-yH1gwFNw1w/videos
#نامه_اول_یوحنا
#پادکست_مسیحی
#کلمه_حیات
#کتاب_مقدس
# #نور_خدا
#زندگی_در_نور
#اعتراف_به_گناه
#وعده_خدا
#وفاداری_خدا
#امید_در_عیسی
#توبه_و_بازگشت
#دوستی_با_خدا
#گناه_و_بخشش
#کلام_زندگی
#اعتماد_به_خدا
#راه_درستی
#تقدیر_الهی
#پادکست_مسیحیت
#مژده_برای_عصر_جدید
-
- 04 Episode
- نامه اول یوحنا ۲: ۱ الی ۶ | 1 John 2 : 1-6
نص:
وقتی احساس بیلیاقتی میکنی
ممکنه اسم چارلز اسپرجان، واعظ انگلیسی قرن ۱۹ رو شنیده باشید که موعظههاش، باعث شد افراد زیادی قلبشون را به مسیح بدن. اون شبانان زیادی را تعلیم داد و همیشه رو ۲ چیز تاکید میکرد. یکی قداست و زندگی خداترسانه خادمین و دومی، اتکای مطلق به فیض مسیح نه توانایی شخصی.
تو نامههایی که از اسپرجان باقی مونده، چند داستان نقل شده از خادمینی که توی طول خدمت، دچار لغزش یا گناهانی شدن که از خدمت کنار کشیدن چون حس میکردن دیگه لیاقت خدمت به خداوند را ندارن.
یکی از این داستانها درباره خادمی بود که درگیر گناه جنسی شد و به شدت تو افسردگی روحانی افتاد. اون دائما صدایی تو ذهنش داشت که: (تو دیگه لایق نیسنی و خدا ازت رو برگردانده)
اتفاقی که افتاد این بود که پس از مدتی، آن خادم از مردم فاصله گرفت و خدمتش را رها کرد تا اینکه مدتها بعد، در نهایت تصمیم گرفت که با اسپرجان ملاقات کنه. وقتی صحبتهاش تمام شد، اسپرجان بهش گفت:
« اگر عیسی فقط نجاتدهندهٔ بیگناهان بود، هیچکس نجات پیدا نمیکرد. اون شفیع گناهکارانه و اونه که عادله، نه تو.
همانطور که یوحنا میگه:
اگر کسی گناهی کند، شفیعی داریم نزد پدر، یعنی عیسی مسیح عادل »
این چیزیه که به همه ما که بخاطر ضعفهامون، گاهی ممکنه بیفتیم یا ازمون گناهی سر بزنه، تسلی میده. اینکه بخاطر مسیح و قربانی اون، برای ما امید همیشه هست چون اون، گناهان ما را کفاره میکنه و برای ما شفاعت میکنه.
بیاید آیات این بخش که مربوط میشه به نامه اول یوحنا ۲: ۱ الی ۶ را با هم بخوانیم.
ای فرزندان من، این را به شما مینویسم تا گناه نكنید. امّا اگر كسی مرتكب گناهی شود، در پیشگاه خدای پدر كسی را داریم كه برای ما شفاعت میکند -همان عیسی مسیح كه کاملاً نیكوست- زیرا خود مسیح كفّارهٔ گناهان ماست، نه تنها گناهان ما، بلكه گناهان همهٔ مردم دنیا. فقط وقتی ما از احكام خدا اطاعت میکنیم، میتوانیم مطمئن باشیم كه او را میشناسیم و اگر كسی بگوید كه او را میشناسد ولی طبق دستورات او عمل نمیکند، دروغگو و از حقیقت دور است. امّا وقتی كسی مطابق كلام خدا زندگی میکند، محبّت خدا در او به طور واقعی به كمال رسیده است. از این راه میتوانیم مطمئن باشیم كه در خدا زندگی میکنیم: هرکه بگوید كه در خدا زندگی میکند، زندگی او باید درست مانند زندگی عیسی مسیح باشد.
این بخش تا حالا بارها به داد من رسیده وقتی که هیچ حس شایستگی و لیاقت یا امیدی تو خودم نمیدیدم. وقتی به زندگیم نگاه میکردم که خیلی وفادار نبودم، اما این یک امید بزرگه که خدا، مثل من نیست. اون همیشه وفاداره و اگر اون وعده داده که با توبه ما، گناهانمون را می بخشه، پس حتما این کار رو میکنه.
ولی این همه چیزی نیستش که یوحنا تو این بخش به ما میگه، ما هم به عنوان مسیحی، وظیفهای داریم بزاریم روح خدا، ما را تغییر بده و شخصیتمون را شکل بده.
یوحنا میگه:
« هرکه بگوید که در خدا زندگی میکند، زندگی او باید درست مانند زندگی عیسی مسیح باشد »
ما خوندیم که اگر گناه کردیم، با اعتماد به مسیح، میتونیم بخشش را به دست بیاریم اما قدم بعدی اینه که وقتی میگیم که در او میمانم، موظفیم طوری رفتار کنیم که اون رفتار کرد. مشارکت با خدا که با ایمان به دست میاد و چیزی نیست که چند ساعت یا چند روز طول بکشد بلکه یک چیز زنده و تاثیرگذارو دائمی تو زندگیمونه. وقتی حضور خدا و تأثیرش را چشیده باشیم، نمیتوانیم همانطور که بودیم ادامه دهیم. ما میخواهیم در مشارکت با خدا بمونیم و زندگیمون نشان میده که با خدا یکی شدیم.
به همین دلیل، زندگی و رفتار مسیح الگوی ما میشه. ما با ایمان تلاش میکنیم قدم در قدم با او برویم، تا شبیهش بشیم.
زندگی شبیه به مسیح از جایی شروع میشه که تصمیم میگیریم اجازه بدهیم فیض اون ما را تغییر بده و حاضر میشیم داوطلبانه بعضی عادتهامون را که خوب نیستن، کنار بزاریم و از خودمون بگذریم.
شاید بخشیدن کسی که بهمون تو آسیب زده باشه، شاید ترک کردن عادتی که میدانیم خدا را ناراحت میکند یا حتی وفادار بودن در کارهای کوچک روزمره، جایی که کسی ما رو نمیبینه.
در آخر بیاید برگردیم به داستانی که اول پادکست شنیدید، اسپرجان ادامه میده که آن جوان بعداً براش نوشت که این آیات، چیزی بود که باری که رو شونهاش بود را برداشت، دوباره تونست دوباره دعا کند.
چیزی است که میخواهم به تو هم بگم اینه که اگر روزهایی هست که حس میکنی خدا دوره یا بخاطر گناهی که کردهای امیدت را از دست دادهای، بیاد بیاور که شفیعی داری تو آسمان که برات شفاعت میکند.
پولس هم به رومیان میگوید:
«زیرا وقتی هنوز دشمن خدا بودیم، او با فرستادن پسرش برای ما، ما را با خود آشتی داد»
حال که آشتی یافتهایم، چقدر بیشتر میتوانیم بهوسیلهٔ زندگی پسرش نجات و تحول واقعی را تجربه کنیم. فقط کافیه اجازه بدهیم فیضش، مسیرمون را تغییر دهد و ما را به نور و محبت خودش نزدیکتر کند.
برکت خدا با شما باشد.
روز خوش
Social Media:
Website: https://kalameye-hayat.com
Telegram: https://t.me/KalameyeHayatofficial
Instagram: https://www.instagram.com/kalameyehayat
Youtube: https://www.youtube.com/channel/UCyhbpNCwyvva-yH1gwFNw1w/videos
#نامه_اول_یوحنا
#پادکست_مسیحی
#کلمه_حیات
#کتاب_مقدس
#پادکست_مسیحی
#ایمان_مسیحی
#نامه_اول_یوحنا
#شفیع_ما_مسیح
#بخشش_در_مسیح
#فیض_خدا
#قداست_و_فیض
#زندگی_شبیه_مسیح
#امید_برای_گناهکاران
#چارلز_اسپرجان
#موعظه_مسیحی
#توبه_و_بازگشت
#محبت_خدا
#انجیل
#نجات
#عیسی_مسیح
#پادکست_ایرانی_مسیحی
#مشارکت_با_خدا
#پدر_آسمانی
#خادم_و_فیض
#مژده_برای_عصر_جدید
-
- 05 Episode
- نامه اول یوحنا ۲: ۷ الی ۱۱ | 1 John 2 : 7-11
نص:
کهنه اما زنده و نجات بخش
آیا هر چیزی که قدیمی هست، محکوم به زوال و نابودیه؟
افرادی هستن که ادعا میکنند کتاب مقدس، قدیمی و منسوخ شده، چون چیزی که توش نوشته شده خیلی کهنه است و به درد امروز نمیخوره علی الخصوص چیزی که تو عهد عتیق میخونیم.
اما میدانیم که هر چیزی که قدیمی هست، دلیل بر بد بودنش نیست مثلاً کشفیات علمی، چیزهایی که انیشتین یا نیوتن کشف کردن، هنوز هم درسته یا حتی تمبرهای قدیمی یا یک شراب خوب که اگه قدیمی باشه، با ارزشتره و ممکنه طعم بهتری داشته باشه.
پس نمیشه هر چیز قدیمی را بگیم که به درد نخوره، اشتباه یا غیرکاربردیه بلکه برعکس، ممکنه خیلی پایدار باشند، چون ممکنه سالها و قرنها دوام آورده باشه حتی تا امروز.
کتاب مقدس هم همینه و دستورات و احکام اون هم همینطور مثلاً یوحنا درباره محبت کردن میگه که این حکم چیزی نیستش که جدید باشه بلکه یک حکم قدیمیه. چیز تازه و جدیدی نیست که بخواد باعث شگفتی کلیسا بشه و همون چیز قدیمیه که از اول بهشون گفته شده بود. خدا رو دوست داشته باش و همسایهات را مثل نفس خودت محبت کن.
این حکم اول توی تورات آمده بود بعد توسط عیسی تکرار شد و یوحنا با گذشت سالها، اون را باز تکرار میکنه.
این چیزیه که امروز قراره از نامه ۱ یوحنا ۲: ۷ الی ۱۱ بررسیاش کنیم.
ای عزیزان، دستوری كه به شما مینویسم فرمان تازهای نیست، بلكه دستوری است قدیمی؛ یعنی همان است كه شما از ابتدا داشتهاید. این همان پیامی است که از اول شنیدهاید. در هر حال دستور تازهای به شما مینویسم و حقیقت آن، هم در مسیح و هم در شما دیده میشود، زیرا پایان ظلمت نزدیک و نور حقیقی در حال درخشیدن است. اگر كسی ادّعا كند كه در نور است و درعینحال از برادر یا خواهر خود نفرت دارد، او هنوز در ظلمت است. هر که برادر یا خواهر خود را دوست بدارد، در نور زندگی میکند و باعث لغزش خود و یا دیگران نخواهد شد. امّا هر که از برادر یا خواهر خود متنفّر باشد، در ظلمت است، در ظلمت راه میرود و نمیداند به كجا میرود، زیرا تاریكی چشمانش را كور كرده است.
محبت کردن و دوست داشتن، چیزیی که جایی نخوندم که بخواد کار ساده و یا آسان باشه و یوحنا هم چنین چیزی نمیگه.
من افراد نسبتاً زیادی را دیدم که سالها حتی بیشتر از ۵۰ سال تو ایمان مسیحیاشون زندگی کردن یا تو خدمت بودن. نسبت به کسی که جدید ایمان آورده یا چند سالی از ایمانش میگذره، کمتر دیدم که درگیر ناراحتی یا کممحبتی بشن و بنظرم، این محبت کردن و تو نور زندگی کردن، چیزیه که با گذشت زمان و رشد کردن تو مسیح، بیشتر و بیشتر میشه همونطوری که پولس تو ۱ قرنتیان ۱۳: ۷ میگه:
محبّت در همه حال صبر میکند و در هرحال خوشباور و امیدوار است و هر باری را تحمّل میكند.
این حقیقت، تو محبت کردن و دوست داشتن وجود داره و چیزی نیست که تغییر کنه و همیشه ثابته.
حالا بیاید اینو طور دیگه تو شرایط سختتر نگاه کنیم.
آیا هر درد و زخمی که از افراد برای ما ایجاد ممکنه بکنن را باید فراموش کرد و اون شخص را بخشید؟ آیا شفایی از این رنجها یا دردهایی که از سایرین کشیدیم، شفا پیدا میکنن؟ ما چطور میتونیم تو این شرایط ادامه بدیم.
این موضوع صحبتی بود که مدتی قبل با یکی شبان کلیسامون داشتم، اون میگفت ممکنه شفا کلی روی زمین ممکن نباشه اما میشه با وجود این درد به صلح و آرامش رسید.
بخشش، چیزیه که معیاری برای سنجش نداره. چیزی که برای یکی غیر قابل تحمل ممکنه باشه، میشه نمونههای مشابه دیگهای را با افراد دیگه دید که تجربهاش کردن و تونستن ببخشن یا فراموش کنن.
ممکنه شما خودتان قربانی درد و زخمهایی باشید که هنوز التیام پیدا نکردن و یا اینکه کسائی را بشناسید که اون درد، تقریبا زندگیشون را نابود کرده.
این چیزی نیستش که ما براش دعوت شده باشیم، اینکه تو درد و تلخی بخوایم زندگی کنیم و چیزی را تحمل کنیم که تمام روز و شب ما رو درگیر خودش کنه یا شاید ماهها و سالها.
اینطوری نه فقط خودمون آسیب میبینیم، بلکه دیگران هم ازش یا از شرایطی که داریم ممکنه رنج بکشن.
اگر بخوایم خیلی سریع بگیم که بخشیدم و تمام شده، فکر میکنم این هم چیزی نیست که خیلی صادقانه باشه چون هر زخمی، نیاز به وقتی برای ترمیم داره و شفا گرفتن هم چیزیه که باید پروسهاش سپری بشه.
یوحنا میگه محبت کردن، نشانه زندگی کردن تو نوره و نفرت داشتن، نشانه زندگی کردن تو تاریکی.
در انجیل، تفاوت بین محبت و نفرت خیلی روشن است، جایی وسط این دو تا وجود نداره. اگر کسی ادعا میکنه که تو نوره اما از کسی نفرت داره، هنوز تو تاریکیه، هرچند در ظاهر ایماندار باشد و بین مسیحیان زندگی کنه.
محبت، نوریه که دل انسان را روشن میکنه و هیچ نقطهٔ تاریکی باقی نمیگذاره و نفرت، خمیرمایهایه که منشا گناهای زیادیه. هیچ چیزی به اندازهٔ نفرت کورکننده نیست.
وقتی دلی پر از تلخی یا نفرت نسبت به کسی باشه، نسبت به هر خوبی که تو اون شخص هست کور میشه و حتی نمیخواد اونو ببینه.
ما برای این نوع زندگی، دعوت نشدیم. ما دعوت شدیم تا توی نور زندگی کنیم، این نور باشیم و به این نور نگاه کنیم. ما دعوت شدیم که تو صلح و آرامش زندگی کنیم و بتونیم جلال مسیح را نشان بدیم حتی با ضعفهای انسانی که داریم، میتونیم بزاریم روح خدا رومون کار کنه تا بیشتر شبیه مسیح بشم که حتی روی صلیب گفت ای پدر، اینان را ببخش زیرا نمیدانند چه میکنند.
ما هم کسایی را میشناسیم که با ما رفتاری داشتن که از روی نادانستن یا کمبودها و ضعفهاشون بود، بزاریم اگه روح خدا ما را مجاب میکنه که باید آنها را ببخشیم، این کار رو انجام بدیم و حتی براشون دعا کنیم مثل کاری که مسیح روی صلیب کرد.
این کمک میکنه تا نور مسیح، تو ما بیشتر بدرخشه.
برکت خدا با شما باشد.
روز خوش
Social Media:
Website: https://kalameye-hayat.com
Telegram: https://t.me/KalameyeHayatofficial
Instagram: https://www.instagram.com/kalameyehayat
Youtube: https://www.youtube.com/channel/UCyhbpNCwyvva-yH1gwFNw1w/videos
#نامه_اول_یوحنا
#پادکست_مسیحی
#کلمه_حیات
#کتاب_مقدس
#پادکست_مسیحی
#ایمان_مسیحی
#محبت
#بخشش
#زندگی_در_نور
#عیسی_مسیح
#کلام_خدا
#نور_و_تاریکی
#محبت_مسیح
-
- 06 Episode
- نامه اول یوحنا ۲: ۱۲ الی ۱۴ | 1 John 2 : 12-14
نص:
رشد ایمان؛ داستان هر ایماندار
زندگی مسیحی چیزی نیستش که همیشه آسان باشه، گاهی چالشهایی وجود داره که مجبور به تصمیم گیریهایی میشیم که شاید بعد از گذشت ماهها یا سالها، یروز پیش خودمون بگیم که شاید بهتر بود اون موقع تصمیم دیگهای میگرفتم.
این میتونه بخاطر تجربیاتمون باشه یا شناخت بیشترمون از مسیح و اراده اون.
ممکنه شما هم اینو تو زندگی روحانیتون تجربه کرده باشید که بخاطر کمتجربگی مثل یک کودک تصمیم گرفته باشید گاهی از روی هیجان مثل یک جوان و ممکنه هم مثل یک مرد با تجربه، چالشهایی که برای تصمیمگیری داشتید را پشت سر گذاشته باشید.
یوحنا این موضوع را به کلیسا به این صورت میگه که هر ایمانداری، تو هر دوره روحانی، باید بدانه که دشمن، ایمان اون رو هدف گرفته، ممکنه با وسوسهها یا حتی آموزههایی که ظاهر مذهبی یا مسیحی دارن و کلیسا باید بدانه چطور تو این شرایط ادامه بده و مثل یک مرد بالغ بتونه این خطرات رو که حتی ممکنه از دل کلیسا بیرون بیاد، بشناسه مثل: بدعتها، فلسفهها یا تفکرات انسان محور رو.
برای همین یوحنا، با لحنی پدرانه، کل کلیسا را به این سه گروه تقسیم میکنه: فرزندان، جوانان، و پدران که به طور خاص به هر گروه، چیزهایی را که بخشی از هویتی هستش که نباید فراموش کنن را یادآوری میکنه.
بیاید به آیات امروز را از فصل ۲ نامه یوحنا ۱۲ را ۱۴ را بخونیم.
ای فرزندان کوچک، به شما مینویسم زیرا گناهانتان به خاطر نام مسیح آمرزیده شدهاند. ای پدران، به شما مینویسم، زیرا او را كه از ازل بوده است، میشناسید. ای جوانان، به شما مینویسم، زیرا كه بر شیطان پیروز شدهاید. ای كودكان، به شما نوشتهام، زیرا شما پدر را میشناسید. ای پدران، به شما نوشتهام، زیرا او را كه از ازل بوده است، میشناسید. ای جوانان، به شما نوشتهام، زیرا نیرومند هستید و کلام خدا در شماست و شما بر شیطان پیروز شدهاید.
وقتی تازه ایمان آورده بودم، همه چیز واسه من تازگی داشت، شاید این رو شما هم تجربه کرده بودید که انگار روی زمین نبودم. فکر میکنم این بخاطر این بود که میدانستم پاک شدم و گناهی دیگه روی من نیست. این رو از افراد زیادی شنیدم که همچین حسی مشترکی داشتن و شاید بخاطر همینه که اول از همه یوحنا میگه ای فرزندان، این را به شما مینویسم چون گناهان شما بخاطر اسم مسیح پاک شده. این اولین چیزیه که میشه با مسیح درک کرد و نتیجهاش را دید اما این همه چیز نیست. ما قراره رشد کنیم و همیشه مثل یک کودک باقی نمونیم. باید تو بدی کردن مثل یک کودک باشیم اما نه تو شناخت و فهم و درک. بخاطر همینه که کتاب مقدس از ما میخواد که رشد کنیم و بالغ بشیم، چون یک کودک، درک مسائل عمیق، تجربهها و جنگهای روحانی را نداره و همینطور نمیتونه از عمق رابطهای که با پدر میتونه داشته باشه، لذت ببره.
این چیزیه که تو دوران جوانی ایمانمون شروع به تجربهاش میکنیم.
از طرفی تو هیچ دورانی، شاید وسوسهها و فشارها به اندازه جوانی سراغ آدم نمیاد. این رو حتی تحقیقات جامعهشناسی و روانشناسی تائيد کردن.
از یک طرف وسوسهها شدت پیدا میکنه و از طرف دیگه، قدرت جوانی و هیجانات از هر طرف به شخص فشار وارد میکنند اما همین زمان هم، فرصت خوبیه که با وجود آزمایشهای مختلفی که سراغمون میاد، بتونیم بهشون غلبه کنیم چون هیچ جنگجویی نمیتونه تو میدان جنگ دوام بیاره بدون اینکه تجربه کافی از جنگ داشته باشه.
یوحنا داره به جوانان یادآوری میکنه که شما توانا هستید و میتونید از وسوسهها و آزمایشها پیروز بیرون بیاید. اون وقت هست که شروع به بالغشدن میکنیم. میتونیم بیشتر در حضور خدا باشیم و به جلال اون نگاه کنیم که چقدر زیبا و با شکوهه.
این همون حسی هستش که داوود تو مزمورش ۲۷ میگه:
یک چیز از خداوند خواستم، فقط یک چیز، و آن این است که تمام دوران عمرم در خانهٔ خداوند باشم و زیبایی جمال او را مشاهده کنم و دربارهٔ او تفکّر نمایم.
در نهایت، چیزی که خدا اراده کرده که روزی به اون تبدیل بشیم اینه که در ایمان، روزی پدر بشیم.
یوحنا درباره پدران این خصوصیت را میگه که او را كه از ازل بوده است، میشناسید.
این درباره شناخت عمیق و خاصی هستش که با سالها تجربه، دعا، رنج و وفاداری به دست آمده. پدران کسایی هستن که از طوفانهای مختلف گذشتن اما صبورانه و با ایمان به جلو نگاه میکنن، به کسی که از ابتدا همه چیز با اون شروع شد. کسی که از ازل بوده، تو سالها که باهاش در رابطه بودن، میدونن که میتونن بهش تماماً اعتماد کنن.
به اینطور، یوحنا تصویری از رشد روحانی را مثل میزنه که از بیگناهی و ایمان پاک کودکی، به جنگها و پیروزیهای جوانی میره و بعد به شناخت آرام و عمیق یک پدر.
این مراحل، تو هر ایمانداری باید وجود داشته باشه. تو هر کدوم از ما، همزمان چیزی از کودکی، چیزی از جوان، و چیزی از دوران پدری وجود داره. خوبه به این فکر کنیم که چطور زندگی و رابطه با مسیح را به خانه و خانوادههامون بیاریم. چطور کودکمان را مثل فرزند خدا بار بیاریم یا جوان را مثل مرد خدا تربیت کنیم یا پدران را تشویق کنیم که همچنان وفادار بمونن و نمونهای از ایمان.
اگر تو این حین، کسی افتاد، احیاش کنیم، اگر خسته شد، تشویقش کنیم و اگر گناه کرد، با فروتنی کمکش کنیم تا تو مسیح شفا پیدا کنه.
خداوند تو هر نسلی، کسایی رو داره از کودکان، جوانان و پدران و مادران ایمانی که تو اون ثابت موندن.
بیاید تلاش کنیم یکی از آنها ما باشیم و کسایی که در کنارمون هستن و را تشویق کنیم تا یکی از این افراد باشن که تو هر وضعیتی، به خداوند و کلام اون وفادار باقی بمونن تا روزی که در حضور اون بایستیم و اون را شادی کنان و سرود خوانان بپرستیم.
آمین
Social Media:
Website: https://kalameye-hayat.com
Telegram: https://t.me/KalameyeHayatofficial
Instagram: https://www.instagram.com/kalameyehayat
Youtube: https://www.youtube.com/channel/UCyhbpNCwyvva-yH1gwFNw1w/videos
#نامه_اول_یوحنا
#پادکست_مسیحی
#کلمه_حیات
#کتاب_مقدس
#ایمان_مسیحی
#زندگی_مسیحی
#رشد_روحانی
#ایمان
#چالش_روحانی
#کودکان
#جوانان
#پدران
#یوحنا
#وسوسه
#پیروزی_بر_شیطان
#مزمور
#پطرس
#وفاداری
#خداوند
-
- 07 Episode
- نامه اول یوحنا ۲: ۱۵ الی ۱۷ | 1 John 2 : 15-17
نص:
حقیقتی که دنیا نمیخواهد ببینیم.
ممکنه اسم اسکار شیندلر را شنیدید، تاجر آلمانی که تو دوران هیتلر زندگی میکرد و حتی تو اوایل قدرت گرفتن نازیها، با بهره کشیدن از یهودیا و نیروی کار ارزان، تونست ثروت خوبی به دست بیاره اما وقتی که شاهد کشتار یهودیان بود، تصمیم گرفت از منافع و نفوذ خودش برای نجات یهودیان استفاده کنه. حتی فیلم فهرست شیندلر هم بر اساس اون ساخته شد که ممکنه دیده باشید. اما این حمایتهای، از لحاظ مالی برای اون مثبت تمام نشد و حتی بعد از جنگ مجبور شد مدتی از آلمان فرار کنه به اتریش یا آرژانتین بره، اما چیزی که در نهایت از اون باقی موند اینه که به عنوان یک قهرمان اسمش باقی موند.
امروز قرار نیست که فیلم بررسی کنیم بلکه میخواستم به این فکر کنیم که چطور ممکنه منافع ما، برای ما تبدیل به برکت بشه و چطور ممکنه که ما را خیلی از هدف اصلی دور کنه. این چیزیه که قراره با آیات امروز از نامه اول یوحنا بهش نگاه کنیم.
فصل ۲ آیات ۱۵ الی ۱۷ را میخوانم.
به دنیا و آنچه به آن تعلّق دارد دل نبندید، کسی که دنیا را دوست دارد محبّت خدای پدر در او نیست. هر آنچه به جهان تعلّق دارد -یعنی آنچه نفس گناهکار آرزو میکند و آنچه چشم میبیند و طلب میکند و آنچه مایهٔ فخر و غرور است- از پدر نیست. اینها همه به دنیا تعلّق دارند. جهان و تمایلات دنیوی از بین خواهند رفت؛ امّا هرکه ارادهٔ خدا را بجا آورد، تا به ابد خواهد زیست.
شاید یکی از نمونههای عملی این آیات در عصر حاضر شیندلر باشه.
تا جایی که میدانم، عیسی هشدارهای زیادی درباره خطر جمع کردن ثروت داده، حتی اینو تو جاهای مختلفی تو عهد جدید میخونیم که چطور ثروت بعضیها باعث میشه که از ایمانشون فاصله بگیرن و یا حتی برعکس، باعث رشد پادشاهی خدا شد مثل افرادی مثل برنابا که ملکی که داشت را فروخت و به کلیسا داد یا پولس که از همه چیزش برای مسیح گذشت.
عیسی نخواست که مردم به فکر خانوادهاشون یا آینده نباشن یا از همه نخواست که اینکه دار و ندار خودشان را کنار بزارن ولی از یک جوان ثروتمند میخواد که این کار را بکنه چون میدانست که ثروتش، خطری براش هست یا حتی به شاگردا هشدار میده:
هیچکس نمیتواند بندهٔ دو ارباب باشد، چون یا از اولی بدش میآید و دومی را دوست دارد و یا به اولی ارادت پیدا میکند و دومی را حقیر میشمارد. شما نمیتوانید هم بندهٔ خدا باشید و هم در بند مال.
توجه کردید، عیسی میگه نمیتونید نه اینکه نباید، میگه نمیتونید دو تا ارباب داشته باشید.
عیسی میگه: هر جا گنج تو هست، دل تو هم اونجاست.
پیام اصلی این است که تمرکز و اولویت ما باید روی خدا باشه. نه اینکه پول یا ثروت ذاتاً بده، بلکه ثروت وقتی خطرناک میشه که مرکز زندگی ما میشه و رابطه ما با خدا به هم میزنه.
تو ترجمه قدیم آیه ۱۶ را اینجوری میگه:
زیرا که آنچه در دنیاست، از شهوت جسم و خواهش چشم و غرور زندگانی از پدر نیست بلکه از جهان است.
این وسوسهها از اول با انسانها بود. بیاد میارید که شیطان، تو باغ عدن چیکار کرد؟
وقتی شیطان میخواهد وسوسه کنه، همیشه میشه مطمئن بود که وسوسه تو یکی از این سه دسته خواهد بود: هوس جسم، هوس یا خواهش چشم، یا غرور زندگی. اینها سه چیزیه که شیطان باهاش حمله میکند. تو باغ عدن، شیطان به حوا گفت: «آیا واقعاً خدا گفته از هیچ یک از میوههای درختهای باغ نخورید؟
حوا پاسخ میده: «میتوانیم، جز درختی که تو وسط باغ است. شیطان میگه: نه، نخواهید مرد. خدا میخواهد شما شبیه او نشید. اتفاقی که میافته اینه که: و حوا دید که آن درخت برای خوراک نیکوست و بنظر خوشنما و درختی دلپذیر دانش افزا، پس ازمیوهاش گرفته، بخورد، هوس جسم باعث خوردن میوه میشه، هوس چشم باعث میشه اونو دلپذیر و دانشافزا ببینه و غرور زندگی اینه که میخواد شبیه خدا بشه در صورتی که شبیه خدا آفریده شدند و اینطوری شیطان او را به دام انداخت.
همین موضوع تو وسوسههای عیسی هم بود:
سنگها را به نان تبدیل کن، هوس جسم، خواهش چشم
تمام پادشاهیهای دنیا را به تو میدهم، غرور زندگی
خودت را پایین بینداز، فرشتگان به تو کمک میکنند، باز هم غرور زندگی، شهرت و جلب توجه.
به همین روش، معمولا شیطان سراغ ما میاد، وسوسهامون میکنه و با گوش کردن و اجازه دادن برای وسوسه شدن، اتفاقی که می افته اینه که گناه میکنیم یا تو گناه میمونیم.
حالا بیایید کمی شخصیتر فکر کنیم. شاید واسه خودتان هم پیش آمده که چیزهایی تو زندگیتون باشه که وقتی دعا میکنی یا کلام میخونی یا حتی موعظهای میشنوی، حس کنی که باید ترکش کنی یا نباید اون چیز برات اولویت باشه.
اگه بهش فکر کنیم، ممکنه چیزهای مختلفی تو ذهنمون بیاد، امروز که اون را پای صلیب بیاریم چون هر دقیقه که میگذره، ممکنه بیشتر درگیرش بشیم تا جایی که ما را به یه دوراهی برسونه.
میخوام تشویقت کنم که اون رو اگه همین الان میتونیم، پای صلیب بزاریم و از خداوند بخوایم که کمکمون کنه تا به وسوسههایی که ازش میشیم، پیروز بشیم. ممکنه راحت نباشه اما در نهایت، ارزشش را داره.
برکت خدا با شما باشه.
آمین
Social Media:
Website: https://kalameye-hayat.com
Telegram: https://t.me/KalameyeHayatofficial
Instagram: https://www.instagram.com/kalameyehayat
Youtube: https://www.youtube.com/channel/UCyhbpNCwyvva-yH1gwFNw1w/videos
#نامه_اول_یوحنا
#پادکست_مسیحی
#کلمه_حیات
#کتاب_مقدس
#ایمان_مسیحی
#زندگی_مسیحی
#رشد_روحانی
#جایی_که_گنج_توست
#وسوسه
#غرور_زندگی
#هوس_جسم
#هوس_چشم
#فیلم_فهرست_شیندلر
#محبت_پدر
#اراده_خدا
-
- 08 Episode
- نامه اول یوحنا ۲: ۱۸ الی ۲۳ | 1 John 2 : 18-23
نص:
ساعت آخر، حقیقت یا ترس!
اوایل ایمانم، هر کسی که اسم کتابمقدسی داشت رو فکر میکردم که مسیحی هستش یا ممکنه یهودی باشد. برایم عجیب بود که کسی بتواند اسم کتابمقدسی داشته باشد، اما اون را حقیقتاً نپذیرفته باشه. مدتی گذشت که فهمیدم موضوع فقط «عنوان» یا «ظاهر» نیست، بلکه اینه که حقیقتاً مسیح را همونطوری که کتابمقدس معرفی کرده پذیرفته یا نه.
یوحنا تو نامهاش همین واقعیت را با زبانی ساده ولی تکاندهنده توضیح میده: مسئله فقط چند شخصی که گمراه شدن نیست، بلکه انگار یک روح و یه نگرشی وجود داره که کارش انکار مسیح و رد کردن حقیقت است.
بیاید به آیات امروز نگاه کنیم از نامه اول یوحنا ۲: ۱۸ الی ۲۳:
ای فرزندان من، ساعت آخر فرا رسیده است و چنانکه شما شنیدید «دشمن مسیح» در زمان آخر ظاهر خواهد شد؛ و حالا میبینیم كه دشمنان مسیح كه ظاهر شدهاند زیادند و از این رو میفهمیم كه ساعت آخر نزدیک است. این دشمنان مسیح از میان ما بیرون رفتند. آنها در واقع هیچ وقت به ما تعلّق نداشتند. اگر متعلّق به ما میبودند، میماندند. امّا رفتند تا معلوم گردد كه هیچ یک از آنها در حقیقت از ما نبودند. امّا مسیح، شما را با روحالقدس خود مسح کرده است و از این رو همهٔ شما حقیقت را میدانید. من این را به آن منظور ننوشتم كه شما از حقیقت بیخبرید، بلکه چون آن را میدانید و آگاه هستید كه هیچ ناراستی از راستی سرچشمه نمیگیرد. پس آن دروغگوی واقعی کیست؟ کسی است كه بگوید عیسی، «مسیح» نیست. این شخص «دشمن مسیح» است چون او هم پدر و هم پسر را رد میکند. هرکه پسر را رد کند پدر را نیز رد کرده است و هر که پسر را بپذیرد، پدر را نیز پذیرفته است.
وقتی به بزرگترین ادیان نگاه میکنیم، رد پای این نگرش را واضح میبینیم:
- یهودیت، عیسی را مسیح موعود نمیدانه.
- اسلام، اون را فقط یک پیامبر میدونه و حتی مرگش بر صلیب انکار میکنه.
- هندوها و بوداییها، ممکن مسیح را معلم بزرگ اخلاق ببینن، اما نه خداوند.
حتی این نگرش رو خارج از ادیان هم میشه دید.
ممکنه بعضیها حتی ظاهراً نیت خوبی داشته باشن، اما خیلی آرام و نامحسوس از حقیقت اصلی فاصله گرفتهاند. یوحنا با لحن خیلی جدی، تمام این نوع افکار و ایدههایی را رد میکنه چون همونطوری که یوحنا میگه:
دروغگو کیست جز آنکه مسیح بودن عیسی را انکار کند؟ آن دجال است که پدر و پسر را انکار میکند.
یوحنا تو این بخش درباره سه نوع ضد مسیح صحبت میکنه:
- دجال آخرالزمان
شخصی که قرار است در آخر ظاهر بشه ـ همان چیزی که بیشتر مسیحیان دربارهاش شنیدهاند. آیه ۱۸
- معلمان دروغین یا ایمانداران ساختگی
افرادی که تو کلیسا بودند اما حقیقتاً بهش تعلق نداشتند و خارج شدنشان نشان داد که ریشهای تو حقیقت نداشتند. آیههای ۱۹، ۲۲، ۲۶
- روح ضد مسیح
روحی که کارش انکار رابطه پدر و پسر است ـ انکار الوهیت، انسانیت یا مسیح بودن عیسی. این میتونه یک نگرش جهانی باشه که در فرهنگها، ادیان یا دیگاههای مختلف فکری و فرقههای مسیحی غیر کتاب مقدسی دیده شه.
بنظرتون آیا امروز هم ما میتونیم این سه نمونه ضد مسیح را ببینیم؟
بنظرم کاملاً واضح و مشخص حتی واضحتر نسبت به زمان یوحنا.
- جنبشهای فکری که عیسی را فقط یک معلم اخلاق میدانند.
- جریانهایی که تو کلیسا سعی میکنن انجیل را تغییر بدن و کار یا هویت مسیح را کمرنگ کنه.
- فرهنگ جهانی که با عیسی و ایمان مسیحی مخالفت میکند.
- انکار صلیب، انکار الوهیت، انکار پسر بودن…
تمام اینها نشانههایی هستن که یوحنا دربارهاش هشدار میدهد، نشانههایی از رسیدن زمان آخر یا ساعت آخر و این ممکنه برای ما این سوال رو ایجاد کنه که آیا این موقع هست که مسیح برمیگرده؟
تقریباً هر مسیحی، اینو از خودش پرسیده.
ممکنه شما هم مثل من، اخبار را دنبال کنید و اتفاقاتی مثل کرونا، جنگها، زلزلهها و چیزهایی که پیش میاد نشانههایی ببینید که دربارهاش تو کتاب مقدس نوشته شده و سعی کنید منتظر بازگشت مسیح باشید.
از دید من، این حساسیت از یک طرف خوبه و از طرف دیگهای خطراتی هم داره. مزیتاش اینه که ما را بیدار یا هشیار نگه میداره که نسبت به وقایع منفعل نباشیم یا هر چیزی را به راحتی نپذیریم، اما از طرف دیگه هم اگه مراقب نباشیم، این اخبارهایی که غالبا منفی هستن، میتونن امید و شادی ما را بدزدن یا کم رنگ کنن.
میبینیم یوحنا مستقیم از رسیدن زمانهای آخر صحبت میکنه، انگار زمان به دقایق پایانی رسیده، اما امروز بعد از ۲۰۰۰ سال، هنوز مسیح برنگشته. این زمان کی هستش، این سؤالیه که حتی برای شاگردان عیسی هم مطرح بود.
مثلاً اعمال رسولان ۱: ۶، شاگردا قبل از صعود مسیح ازش میپرسن که:
خداوندا، آیا در این وقت ملکوت را بر اسرائیل باز برقرار خواهی کرد؟
شاگردان انتظار داشتند برگشتن مسیح خیلی نزدیک باشه، حتی قبل از اینکه خیلی از آنها از دنیا بروند یا تو مکاشفه، وقتی یوحنا مینویسد:
آری، من به زودی میآیم.
مسیحیان برگشتن مسیح را خیلی نزدیک میدیدن و این واقعیت را فراموش کرده بودند که عیسی گفته بود:
از آن روز و ساعت، هیچکس جز پدر خبر ندارد.
پس یوحنا «ساعت آخر» را بیشتر به دورانی توصیف میکنه که نشانههایش قابل مشاهده است، اما زمان دقیقش مشخص نیست پس وقتی میگه: «ساعت آخر»، منظورش دقیقاً این نیست که دقیقه شمار پایان جهان همین حالا به پایان رسیده بلکه منظورش این است که عصر بازگشت مسیح آغاز شده و نشانههایش تو جهان دیده میشود، از جمله کار ضد مسیح یا دجال.
اما خبر خوش اینه که ما با روحالقدس مسح شدهایم یعنی حقیقت در درون ماست پس لازم نیست بترسیم. مسیح وعده داده که در جفاها یا سختیها، ما را تنها نمیگذاره و روح و کلام اون ما را در برابر فریبها و دروغهای جهان محافظت میکنه.
ما ایمانداران، به آینده نامعلوم و ناشناخته و عجیب امید نداریم بلکه به وعدههایی که بارها تو کتاب مقدس تکرار شده که شما را یتیم نمیزارم، تا انقضای عالم با شما خواهم بود و دل شما مضطرب نشود یا آن مسحی که از او یافتهاید، در شما میماند.
این یعنی حتی وقتی زمانه تاریک بشه، حتی ضد مسیحها و این افکار دروغین بیشتر بشن، ما تنها نیستیم که بخوایم بترسم و روح خدا، ما را در برابر این دروغها هشیار و بیدار نگه میداره.
میخوام در پایان مثل پولس بگم که مارانآتا، ای خداوند بیا.
آمین
Social Media:
Website: https://kalameye-hayat.com
Telegram: https://t.me/KalameyeHayatofficial
Instagram: https://www.instagram.com/kalameyehayat
Youtube: https://www.youtube.com/channel/UCyhbpNCwyvva-yH1gwFNw1w/videos
#نامه_اول_یوحنا
#پادکست_مسیحی
#کلمه_حیات
#کتاب_مقدس
#ایمان_مسیحی
#زندگی_مسیحی
#رشد_روحانی
#یوحنا
#ساعت_آخر
#ضدمسیح
#ضد_مسیح
#دجال
#بازگشت_مسیح
#موعظه
#روح_القدس
#راستی_و_دروغ
#کتاب_مقدس
#مسیح_کیست
#مسیحیت
#حقانیت_مسیح
#مبارزه_روحانی
#انجیل
-
- 09 Episode
- نامه اول یوحنا ۲: ۲۴ الی ۲۹ | 1 John 2 : 24-29
نص:
خیلی از تعالیمی که امروز به عنوان بدعت شناخته میشه، از اول اینقدر بدعت آمیز نبودن بلکه رفته رفته ماهیت خودشان را نشان دادن و از کلیسا و مسیر درست منحرف شدن.
یوحنا نامهاش را به کلیساها مینویسه تا درباره این خطر هشدار بده چون هر چی بیشتر پیش میره، هویت مسیح بیشتر کنار گذاشته میشه تا جایی که به کل، مسیح رد میشه.
امروز ما این خطر را طور دیگهای هم میتونیم مشاهدهاش کنیم.
گاهی این خطرات از بیرون میاد و گاهی نه، آرام آرام از درون خودمون شروع میشوند. مخصوصاً وقتی اراده خدا برامون واضح نیست و به جای صبر کردن برای دانستن اراده خدا، شروع میکنیم به کار کردن بر اساس حسی که داریم. کارهایی که شاید با نیت خوب شروع میشن، اما کم کم ما را جلوتر از مسیح میبرند، نه پشت سر اون یا اصلاً از مسیر خارج میکنن.
تو چنین موقعیتهایی است که یوحنا ما را به اصل ساده اما عمیقی دعوت میکند:
تو چیزی از ابتدا شنیدهایم باقی بمانیم و تو رابطه با پدر، پسر و هدایت روحالقدس زندگی کنیم.
چون اگر این اتفاق نیفتد، آرام آرام از مسیر منحرف میشیم.
بیایید آیات امروز را از اول یوحنا ۲:۲۴–۲۹ با هم بخوانیم.
بگذارید تأثیر پیامی كه از اول شنیدید، در دلهای شما باقی بماند. اگر تأثیر آنچه كه از اول به شما گفته شده است، در دلهای شما بماند، شما همیشه در پدر و پسر خواهید ماند. و وعدهٔ عیسی مسیح این است كه او، حیات جاودان به شما خواهد بخشید. من این چیزها را دربارهٔ اشخاصی كه میخواهند شما را گمراه سازند، نوشتهام. امّا شما نیازی ندارید كه کسی شما را تعلیم دهد، زیرا روحالقدس كه مسیح آن را به شما داده است، در شما زندگی میکند. روح خدا در هر مورد به شما تعلیم میدهد و تعالیم او بر حقّ است و در آن ناراستی نیست. پس همانطور كه روح خدا به شما تعلیم میدهد در مسیح بمانید. آری ای فرزندان من، در او بمانید تا در وقت ظهور او، نه تنها احساس شرمندگی نكنیم، بلکه با اطمینان در حضورش حاضر شویم. اگر درک کردهاید كه مسیح کاملاً نیک است، باید این حقیقت را نیز بدانید كه هر که نیکی کند، فرزند خداست.
وقتی این آیات را میخوانم، نمیتوانم از خودم نپرسم که آیا خودم همینطور که یوحنا میگه، زندگی کردم یا نه؟ چون جاهای زیادی بوده که از مسیح جلو زدهام یا اصلاً تو مسیری دیگهای بودم که اون نمیخواست، ممکنه اگر شما هم به خودتان نگاه کنید، چنین چیزی را درباره خودتان هم ببینید.
یوحنا میگوید: پایه ایمانتان را محکم نگه دارید، روحالقدس شما را در همان حقیقتی که از ابتدا شنیدید، حفظ میکند.
نمونه عملی این را در زندگی پولس میبینیم.
پولس خواندگی این رو داشت که انجیل را به اقوام غیر یهودی موعظه کنه، شوقش را هم داشت. اما جاهایی بود که روحالقدس اجازه نداد. نه به آسیا، نه به بیطینیه.
پولس تکیه نکرد به حس خودش که بشارت، وظیفه منه و من باید به همه جا برم.
ایستاد، گوش کرد و فقط همان جایی رفت که خدا خواست. خداوند اون را از رفتن به جاهایی منع کرد اما بهش رویایی نشان داد که باید به مقدونیه برود و آنجا بشارت بده و این اطاعت اون، باعث شروع بشارت انجیل تو اروپا شد.
این نمونه مشخصی از همان چیزی است که یوحنا میگه:
در مسیح بمانید.
صداهای دیگر حتی صداهای درونی ما میتوانند ما را جلو ببرند، اما نه لزوماً در مسیر اراده خدا.
متأسفانه امروز هم زیاد میبینیم کسانی را که از «مکاشفههای جدید» صحبت میکنند، وقتی صدای خودمان را جایگزین صدای خدا کنیم حتی با ظاهر روحانی، نتیجهاش منحرف شدن است. تعالیمی که شاید عملی یا زیبا به نظر بیاد، اما ریشهای محکمی تو کتابمقدس ندارند.
اما این فقط یک هشدار نیست، دربارهٔ رشد هم هست، اون هنوز هم افراد را با الهام به این طرف و آن طرف برای خدمت میفرسته یا حتی تو جایی که هستن، نگهشون میداره. افرادی را دیدهایم که با شور زیاد شروع میکنند ولی رها میکنند و کسانی را هم دیدهایم که شاید آرام شروع کردند اما چون در مسیح ماندند، ایمانشان عمق پیدا کرد.
کلید این رشد، تمرکز بر محبت و شناخت مسیح و اراده اونه است. مثلاً تو داستان زنی که پای عیسی را با اشک شست، عیسی گفت:
«کسی که آمرزش بیشتری یافته، محبت بیشتری میکند.»
فکر میکنم رشد ما، فقط دلیلش وابستگی کامل ما به مسیح و فیض اون هست که با فروتنی باید بهش بچسبیم.
اگر این را بفهمیم، تشخیص صدای خدا واسمون آسونتر میشه و به قول یوحنا، در وقت ظهور او، نه تنها احساس شرمندگی نكنیم، بلکه با اطمینان در حضورش حاضر شویم.
پس میخواهم شما را تشویق کنم که صدا را تشخیص دهید.
صدای مسیح را نه صدای احساسمون را، نه صدای ترس و نه صداهای دیگه، بلکه بیایم تو مسیح بمونیم و بزاریم که روح اون ما را هدایت کنه. عیسی گفت ‘در من بمانید و من در شما. همانطور كه هیچ شاخهای نمیتواند به خودی خود میوه دهد مگر آنکه در تاک بماند، شما نیز نمیتوانید ثمر بیاورید مگر در من بمانید.
Social Media:
Website: https://kalameye-hayat.com
Telegram: https://t.me/KalameyeHayatofficial
Instagram: https://www.instagram.com/kalameyehayat
Youtube: https://www.youtube.com/channel/UCyhbpNCwyvva-yH1gwFNw1w/videos
#نامه_اول_یوحنا
#پادکست_مسیحی
#کلمه_حیات
#کتاب_مقدس
#ایمان_مسیحی
#زندگی_مسیحی
#رشد_روحانی
#یوحنا
#رابطه_با_مسیح
#وفاداری_روحانی
#اطاعت_از_خدا
#تشخیص_صدای_خدا
#مکاشفه_جدید
#محبت_مسیح
#ثمره_روح_القدس
-
- 10 Episode
- نامه اول یوحنا ۳: ۱ | 1 John 3 : 1
نص:
محبتی فراتر از درک!
چطور ممکنه بتونیم به درک این برسیم که خداوند چقدر ما رو محبت کرده یا دوستمون داره؟
وقتی با این سوال روبرو میشیم یا کسی این رو ازمون میپرسه، ممکنه پاسخمون آیه معروف یوحنا ۳: ۱۶ باشه که خدا جهان را اینقدر محبت کرد که پسر یگانه خود را داد تا هر که به او ایمان آورد، هلاک نشود بلکه حیات جاودان یابد.
این یک پاسخ کامل درباره حجم و عظمت محبت خداست، اما ما چطور میتونیم این رو درک کنیم. درک من از این محبت، با چیزی که سالها پیش وقتی به مسیح ایمان آورده بودم، خیلی فرق کرده، الان بیشتر این محبت رو درک میکنم اما هنوز هم حتی نمیتونم یک قطره از عظمت این محبت را درک کنم.
یوحنا، حالا این آیه را طور دیگهای با جزئیات بیشتری هم تو نامه اولش میگه:
تو آیه ۱ از فصل ۳ اینطور میگه:
ببینید محبّت خدای پدر چقدر عظیم است كه ما را فرزندان خود خوانده است و در واقع فرزندان خدا هستیم. اگر دنیا ما را آن طوری که در واقع هستیم نمیشناسد، علّتش این است كه او را نشناخته است.
یوحنا که شاید نزدیک ۷۰ سال بوده که مسیح را میشناخته، هنوز هم این ایمان براش تازه است و با ذوق و شادی ازش صحبت میکنه مثل یک کودک که ببین، چقدر این محبت عظیم است؟
یوحنا داره ما را دعوت میکنه که یک لحظه به عظمت این محبت نگاه کنیم.
خیلی وقتها ما یادمون میره که چقدر خدا ما را محبت کرده. ممکنه خوب تو کلیسا یا به افراد در این باره بتونیم توضیح بدیم اما نیاز داریم که مثل یوحنای پیر، هنوز با شوق به این محبت نگاه کنیم و مثل اون هیجان زده بشیم.
من نمیخوام از یک ایمان ساده باورانه صرفاً صحبت کنم که وقتی از مسیح حرف میزنیم، یک لبخند روی لبمون باشه که افراد حس کنن ما چقدر غرق این خوشی و روح هستیم بلکه از یک ایمانی که هنوز ساده و بی غل و غشه ولی شناخت داره و دقیقاً همین ایمانه که باعث میشه ما تو این دنیا همیشه قابل درک نباشیم.
ایمانی که وقتی که به چالش کشیده میشه، نمیترسه و عقب نمیکشه، بلکه بخاطر فهم و شناختی داره، میایسته و از عظمت اون صحبت میکنه.
همه چیز از اینجا شروع شد که ما دیده شدهایم، انتخاب شدهایم و فرزند خوانده شدهایم.
یکی از این چالشها اینه که دنیا و کسانی که توش زندگی میکنن، نمیتونن هویت ما را به عنوان پسران و دختران خدا درک کنن. خیلی وقتها میتونن تفاوتی که شما باهاشون دارید را حس کنن اما نمیتونن هستی و هویت شما بفهمن.
این همان تجربهایه که خودم داشتم وقتی که بار اول پام رو تو کلیسا گذاشتم و با مسیحیان ملاقات کردم. تفاوت را حس کردم، اما دلیلش را نفهمیدم. برام عجیب بود که این مردم اینقدر متفاوت هستن با چیزی که دارم تو جامعه میبینم یا توش زندگی میکنم.
دنیا نمیتونه ما را بشناسه، چون مسیح را نشناخت.
وقتی یوحنا اینو میگه، منظور شیطان نیست، چون اون هم مسیح را میشناسه و هم ما را به عنوان فرزندان خدا، بلکه این دنیا، هر سیستم و قدرت و افرادی هست که نتونستن مسیح را بشناسن و طبیعتاً وقتی اون را نتونن بشناسن، نمیتونن ما را هم بشناسن.
برای همینه دنیا، با ندیده گرفتن هویتمون یا بیمحلی ، سعی میکنه که ما هم به این مسئله شک کنیم یا ازش غافل بشیم.
یوحنا میخواد همه ما را تشویق کنه که تو هر شرایطی که هستیم، نه به خودمون، بلکه به عظمت این محبت خدا نگاه کنیم. وقتی به این محبت نگاه میکنیم، دیگه نه ترس و نگرانیها برامون باقی میمونن نه این بی محلیها و کنار گذاشته شدنها، به چشم میان و فقط و فقط، عظمت و جلال این محبت خدا دیده میشه.
میخوام تشویقتون کنم که شما هم به این عظمت خیره بشید. وقتی چالش ها و ناراحتیها میاد، به قربانی مسیح برای خودتان نگاه کنید، وقتی شکها سراغتون میاد، این محبت را مثل یک لنگر استفاده کنید تا شما را حفظ کنه.
برکت خدا با شما باشه.
Social Media:
Website: https://kalameye-hayat.com
Telegram: https://t.me/KalameyeHayatofficial
Instagram: https://www.instagram.com/kalameyehayat
Youtube: https://www.youtube.com/channel/UCyhbpNCwyvva-yH1gwFNw1w/videos
#نامه_اول_یوحنا
#پادکست_مسیحی
#کلمه_حیات
#کتاب_مقدس
#ایمان_مسیحی
#زندگی_مسیحی
#رشد_روحانی
#یوحنا
#محبت_خدا
#فرزندان_خدا
#هویت_در_مسیح
#قربانی_مسیح
#محبت_عظیم
#امید_مسیحی
#ایمان_زنده
#انجیل
#عیسی_مسیح
-
- 11 Episode
- نامه ۱ یوحنا ۳: ۲ | 1 John 3 : 2
نص:
طعم آسمان در زندگی امروز!
نمیدانم آیا تا حالا حس کردید وقتی تو پرستش یا دعا هستید، وارد حالت خاصی شدید که طعم و مزه زندگی رو زمین را نمیده؟ انگار واسه لحظهای، کمی از مزه آسمان را میچشیم. تجربهای که بهسختی میشه واسش کلمهای پیدا کرد.
آٰرامش یا حضوری که اصلاً نمیشه چیزی را باهاش مقایسه کرد.
وقتی به نامه یوحنا نگاه میکنم و شرایطی که این نامه را نوشته، با وجود مشکلاتی که کلیسا را تهدید میکرد و جفائی که به شدیدترین وضع بر مسیحیان وارد شده بود، تفرقه و تعالیم غلطی که مثل خوره به جان کلیسا افتاده بود، خداوند انگار به یوحنا اجازه میده بخشی از جلالی که قراره روزی بهش برسیم را با کلمات انسانی بهمون بگه.
وقتی که تاریکی همه جا را گرفته و ظاهرا هیچ نوری از دل این تاریکیهای اطراف دیده نمیشه، اینقدر با امید و ایمان به اون روز با شکوه نگاه میکنه و دربارهآش بهمون میگه.
تو فصل ۳ آیه ۲ یوحنا اینطوری میگه:
ای دوستان عزیز، اکنون ما فرزندان خدا هستیم، امّا معلوم نیست كه در آینده چه خواهیم شد. ولی همین قدر میدانیم كه وقتی مسیح ظهور کند، ما مثل او خواهیم بود، زیرا او را آن چنان كه هست خواهیم دید.
وقتی به این آیه فکر میکنم و عمیقتر بهش نگاه میکنم، برام یک شادی و حس خاص داره.
خیلی وقتها ما منتظر تغییرات بزرگ و ناگهانی هستیم، اما حقیقت این است که روحالقدس هر روز، آرام و پیوسته، در دل ما کار میکند تا ما را رفتهرفته شبیه مسیح کند تا روزی که تو حضور خداوند قرار میگیریم، ناگهان پردهها کنار میروند و خودمان را جلوی مسیح میبینیم، با بدنهایی دگرگون شده و وجودی که از درون و بیرون تغییر کرده است. روحالقدس که تا قبل از آن، هر روز و لحظه تو ما کار میکرد تا شبیه مسیح بشیم، الان به هدف خودش رسیده.
نمیدانم کتاب مقدس عمداً از جزئیات اون روز صحبت نکرده یا اینکه چون زبان ما قادر به توصیفاش نیست و قدرت درکش را نداریم، چیز زیادی دربارهاش نگفته.
شبیه این میمونه که بخواید درباره غروب آفتاب به کسی که نابینا هست، بگید، از رنگهایی که آسمان را شکل میده، از ابرهایی که زرد و نارنجی و قرمز شدن، آسمانی که نمیشه ازش چشم برداشت. این چیزی نیستش که بشه با کلمات توصیفش کرد و اون حس را درک کرد حتی اگه با دقت ازش صحبت بشه.
کتاب مقدس هم سعی نمیکنه دربارهاش صحبت کنه چون این زیبائی، چیزی فراتر از آن چیزی هستش که بشه تصورش کرد.
پولس هم در نامه ۱ قرنتیان ۱۵ درباره همین صحبت میکنه، میگه: هنوز ظاهر نشده چیزی که خواهیم شد جز اینکه این بدن خیلی برتر از چیزی هستش که الان داریم.
ممکنه این سؤال پیش بیاد: اگر هنوز معلوم نیست چه خواهیم شد، پس امروز چه اهمیتی داره؟
یوحنا میگه همین امید و انتظار دیدن مسیح، زندگی امروز ما رو شکل میده. ما میتونیم از این مسیری که داره ما را شبیه مسیح میکنه، لذت ببریم، تجربههای مختلف کسب کنیم و به شناخت عمیقتری برسیم ازش.
مسیح نمیخواد که ما خودمون را جایی حبس کنیم تا خطائی ازمون سر نزنه و فقط یک انتظار خسته کننده و ملال آور را داشته باشیم تا اون برگرده، بلکه میخواد ما با شادی انتظار اونو بکشیم و تو این مسیر، روحاش ما را تراش بده تا بیشتر عمق اونو بشناسیم و شبیهاش بشیم.
این پروسه طبیعی رشد ماست.
وقتی میدانیم قراره روزی مسیح را ببینیم، طبیعی هستش که امروز باید یاد بگیریم بیشتر به اون نگاه کنیم و مثل اون رفتار کنیم.
این مهمه که حتی وقتی روی این زمین زندگی میکنیم، بتونیم از مشارکت با اون لذت ببریم، از خوشی، شادی و برکاتی که اون بهمون به فراوانی بخشیده، استفاده کنیم و تو این رابطه رشد کنیم. چیزی نباید بتونه این شادی را از ما بدزده یا کمرنگ کنه چون روزی که اونو میبینیم بدون هیچ نقاب و شرم و خجالتی، بدون هیچ ترسی که بخواد ما را محکوم کنه، تا ابد ما با اون هستیم.
بزارید تشویقتون کنم که به اون روز نگاه کنید، با این امید زندگی کنید و بزارید مسیح تو شما دیده بشه، این شادی را همراه خودتان همهجا ببرید و نشان بدید این شما هستید در عیسی مسیح.
برکت خداوند با شما باشد.
Social Media:
Website: https://kalameye-hayat.com
Telegram: https://t.me/KalameyeHayatofficial
Instagram: https://www.instagram.com/kalameyehayat
Youtube: https://www.youtube.com/channel/UCyhbpNCwyvva-yH1gwFNw1w/videos
#نامه_اول_یوحنا
#پادکست_مسیحی
#کلمه_حیات
#کتاب_مقدس
#ایمان_مسیحی
#زندگی_مسیحی
#رشد_روحانی
#یوحنا
#انجیل
#عیسی_مسیح
#فرزندان_خدا
#امید_به_مسیح
#حضور_خداوند
#طعم_آسمان
#شادی_در_ایمان
#رشد_روحانی
#زندگی_با_امید
#شبیه_مسیح
-
- 12 Episode
- نامه اول یوحنا ۳: ۳ الی ۱۰ | 1 John 3 : 3-10
نص:
آیا واقعاً آزادیم؟
وقتی نوجوان بودم، بخاطر یک اتفاق، انگشتم عمیقاً برید، چون درد زیادی نداشت، فکر میکردم احتمالاً چیز جدی نیست. نگران نبودم و حتی با کسائی که دور و برم بودن و بخاطر عمق زخمم ترسیده بودن، شوخی میکردم که اتفاق خاصی نیفتاده. تا وقتی برای بخیه به بیمارستان رفتم و دکتر گفت که باید جراحی بشه، تاندون پاره شده و ممکنه این انگشتم دیگه حس نداشته باشه و تا چند هفته باید بسته باشه.
اونجا بود که این سرسری گرفتن زخمم، جای خودش را به ترس داد که آیا وضعیت مثل قبل میشه؟
این شبیه وضعیتیه که نسبت به آیات امروز داشتم وقتی با دقت خوندمش.
وقتی از محبت و آزادی که مسیح بهم داده، سرخوش هستم و ناگهان یک هشدار جدی درباره زندگی در گناه داده میشه که اگر این موضوع را سرسری بگیرم، ممکنه وضعیتم خطرناک بشه.
بیاید آیات امروز را از فصل ۳، ۳ تا ۱۰ نگاه کنیم.
هرکه در مسیح چنین امیدی دارد خود را پاک میسازد، همانطور كه مسیح پاک است. هرکه گناه کند، قانون خدا را میشكند، زیرا گناه چیزی جز شکستن قانون نیست. شما میدانید كه مسیح ظاهر شد تا گناهان را از میان بردارد و نیز میدانید كه او کاملاً بیگناه است. بنابراین محال است کسی كه در اتّحاد با مسیح زندگی میکند، در گناه به سر ببرد! امّا هر که در گناه زندگی میکند، او را هرگز ندیده و نشناخته است. ای فرزندان من، کسی شما را گمراه نسازد. هرکه نیکی کند، شخصی نیكوست، همانطور كه عیسی مسیح کاملاً نیک است. و هر که در گناه به سر میبرد، فرزند شیطان است، زیرا شیطان از ابتدا گناهکار بوده است و پسر خدا به همین سبب ظاهر شد تا کار شیطان را نابود سازد. هرکه فرزند خداست نمیتواند در گناه زندگی کند، زیرا ذات الهی در اوست و نمیتواند در گناه به سر برد، زیرا خدا پدر اوست. فرق بین فرزندان خدا و فرزندان ابلیس در این است: هرکه نیکی نمیکند و یا برادر و خواهر خود را دوست نمیدارد، فرزند خدا نیست.
وقتی این متن را از ترجمه مژده خواندم و با ترجمههای دقیقتر و قدیمیتر مقایسهاش کردم، دیدم که ترجمه مژده این آیا ترا خیلی ملایم میگه در صورتی که ترجمههای دیگه خیلی تیز و مستقیم ترجمه شدن.
از طرفی برای ما که از وضعیت اسفناک گناه نجات پیدا کردیم، شادی بزرگه که توسط مسیح نجاتمون داده وحتی تخم و بذر گناهی که تو ما ریشه داشت، را از بین برده، اما از طرف دیگه هم یک هشدار جدی نسبت به گناه و عواقب زندگی در گناه هستش. شاید اگه برای بار اول این را از ترجمههای دقیق مطالعه کنید، پیش خودتان بگید که آیا اگر گناهی ازم سر بزنه، به این معنییه که مسیح را نمیشناسم یا هیچوقت نشناختمش؟ آیا باز به همون وضعیت سابقم برگشتیم؟
اما در واقع چیزی که اینجا منظورش هست اینه که این اتفاق ممکنه بیفته در صورتی که بخوایم تو گناه زندگی کنیم و نخوایم توبه کنیم و برگردیم.
توسط مسیح، ما تولد تازه پیدا کردیم و اون جسم و ذات گناهآلودی که داشتیم، میمیره و تولد تازهای خواهیم داشت که همه زندگی ما را عوض میکنه و زندگی تو پاکی، برای ما طبیعی میشه و گناه برامون غیر طبیعی.
پس وقتی گناهی ازمون سر میزنه، نمیتونیم باهاش احساس راحتی کنیم چون این با طبیعت تازهای که داریم، سازگار نیست و جور در نمیاد. واسه همینه که وقتی در گناهی میافتیم، مضطرب یا ناراحت میشیم، آرامشمون را از دست میدیدم و سمت خدا برمیگردیم که من را ببخش.
یک چیزی که نباید فراموش کنیم اینه که یوحنا این آیات را ننوشته که ما دائما تو ترس زندگی کنیم یا با هر لغزشی، نجاتمان رو زیر سؤال ببریم. سؤال نیست که آیا هیچوقت گناه کردهای یا نه؟ بلکه اینه که:
آیا ممکنه تو گناه زندگی کنی و باهاش راحت باشی یا نه؟ فرق بزرگی هست بین افتادن در گناه و ماندن در گناه.
کسی که تولد تازه پیدا کرده، ممکنه گناه کنه، اما نمیتواند در گناه جا خوش کند که انگار نه انگار اتفاقی افتاده چون این چیزی نیست که بتونه براش عادی باشه.
همانطوری که یک زخم عمیق، اگر درمان نشود، آرام آرام جان شخص را میتونه تهدید میکند، گناهی هم که سرسری گرفته شود، آرام آرام قلب شخص را سخت میکند.
یوحنا نمیگوید اگر گناه کردیم، دیگر فرزند خدا نیستیم، میگه: اگر بدون توبه، بدون ناراحتی، بدون بازگشت، در گناه زندگی کنیم، وقت آن است که نگران بشیم و فکر کنیم که من واقعاً به چه امیدی زندگی میکنم؟
این چیزیه که یوحنا داره ازش صحبت میکنه.
نگاه ما به زندگی آینده، زندگی امروز ما را شکل میده بخاطر همین یوحنا میگه: هر که در مسیح چنین امیدی دارد خود را پاک میسازد.
نه بخاطر ترسِ از دست دادن نجات، بلکه از شوقِ شبیه شدن به عیسی.
امروز به طور خاص میخواهم با این قسمت تشویقتون کنم که به عادتهایی که دارید، فکر کنید که آیا چیزی هستش که برای ما خیلی عادی شده که گناه هستش؟ یا آیا یه زمانی روحالقدس ما را نسبت به انجام ندان کاری ملزم میکرد و الان انگار دیگه ملرم نمیکنه یا آیا الان ازتون میخواد دست از کار یا عادتی بردارید؟
شاید چیزهایی باشن که در نظر ما گناه یا عادتهای کوچیک بیضرری میتونن باشن اما ما خوانده شدیم که تو پاکی زندگی کنیم. زندگی در پاکی به معنی یک زندگی خشک و بیروح یا خسته کننده نیست، بلکه زندگی تو آزادی و شادی بدون اینکه تو اسارت گناه باشیم.
برکت خدا با شما باشد.
آمین
Social Media:
Website: https://kalameye-hayat.com
Telegram: https://t.me/KalameyeHayatofficial
Instagram: https://www.instagram.com/kalameyehayat
Youtube: https://www.youtube.com/channel/UCyhbpNCwyvva-yH1gwFNw1w/videos
#پادکست_مسیحی
#کلمه_حیات
#کتاب_مقدس
#انجیل
#نامه_اول_یوحنا
#یوحنا
#عیسی_مسیح
#ایمان_مسیحی
#زندگی_مسیحی
#زندگی_نو
#تولد_تازه
#زندگی_در_پاکی
#فیض_و_قداست
#گناه_و_توبه
#آزادی_در_مسیح
#امید_به_مسیح
#فرزندان_خدا
#رشد_روحانی
#شاگردی_مسیحی
#هشدار_محبتآمیز
-
- 13 Episode
- نامه اول یوحنا ۳: ۱۱ الی ۱۸ | 1 John 3 : 11-18
نص:
محبت مسیحی، مرزها و حدود ما!
نمیدانم که آیا شما هم تا حالا تجربه این رو داشتید که از دست و دلبازیتون یا محبتتون، سوءاستفاده شده باشه یا تو موقعیتی بودید که چنین درخواستهایی ازتون زیاد میشد. این چیزیه که من زیاد تجربهاش کردم چون بخاطر شغلی که دارم، دائما با افراد آسیبپذیر از جمله مهاجرین در ارتباط هستم و خیلی وقتها چنین درخواستهایی میشه که شما را سر دو راهی قرار میده، نه میتونید به همه کمک کنید و نه میتونید نیاز افراد را انکار کنید و به راحتی ردشون کنید.
برای چند سال سعی کردم که تا جایی که میشه، افراد را حمایت کنم یا اونها را به جاهای مختلفی که میشناختم، راهنمایی کنم اما همیشه درخواستهای بیشتری میامد و گاهی حس میکردم که افرادی از این شرایط سوءاستفاده میکنن، پس تصمیم گرفتم که خودم دیگه افراد را حمایت نکنم و نتیجهاش چی شد؟ باید دائما به افراد جواب رد میدادم و یواش یواش این احساس ایجاد شد که نسبت به نیازهای افراد بیتوجه هستم.
وقتی این موضوع را با زندگی عیسی مقایسه میکنیم، میبینیم که افراد زیادی سراغ مسیح میومدن و گاهاً افرادی هم بعد از اینکه کارشون راه افتاد، حتی برای یک تشکر خشک و خالی هم برنمیگشتن اما عیسی باز هم بهشون خدمت میکرد.
ما عیسی نیستیم که بتونیم همه را حمایت کنیم اما ما تا کجا میتونیم پیش بریم؟ چه حد و حدودی را میتونیم برای خودمون داشته باشیم چون از طرفی هم عیسی ما را به سخاوتمندی و محبت حتی به دشمنمون تشویق میکنه.
این تنش بین محبت و حد و حدودمون، چیزی است که میخواهم امروز با هم دربارهاش فکر کنیم.
سؤال من این نیست که آیا باید محبت کنیم یا نه؛ سؤال این است که محبت مسیحگونه در دنیای پیچیده امروز، چه شکلی به خود میگیرد.
آیات امروز، بار دیگه من را و تصمیم من را به چالش کشید، بیاید از فصل ۳ آیات ۱۱ تا ۱۸ را بخوانیم:
زیرا آن پیامی كه شما از اول شنیدید این است كه: «باید یکدیگر را دوست بداریم.» ما نباید مثل قائن باشیم. او فرزند شیطان بود و برادر خود را كُشت. برای چه او را كُشت؟ به خاطر اینکه کارهای خودش نادرست و کارهای برادرش درست بود. ای برادران من، اگر مردم این دنیا از شما متنفّر باشند، تعجّب نکنید. ما میدانیم كه از مرگ گذشته و به حیات رسیدهایم، چون یکدیگر را دوست میداریم. هر که دیگران را دوست ندارد، هنوز در قلمرو مرگ زندگی میکند. هر که از برادر خود متنفّر باشد قاتل است و شما میدانید كه هیچ قاتلی دارای حیات جاودانی نیست. ما معنی محبت را درک کردهایم زیرا مسیح جان خود را در راه ما فدا کرد. پس ما نیز باید جان خود را در راه یکدیگر فدا سازیم. آیا ممکن است محبّت خدا در کسی باشد كه از ثروت دنیا بهرهمند است ولی وقتی برادر خود را میبیند، محبت خود را از او دریغ نماید؟ ای فرزندان من، محبت ما نباید فقط در قالب حرف و تعارف باشد، بلکه باید حقیقی باشد و در عمل دیده شود.
برای اینکه شنوندههای یوحنا خوب موضوع صحبتش را درک کنن، از ۲ شخصیت متفاوت صحبت میکنه. قائن و عیسی. قائن که برادرش را کشت تا خودش به آرامش برسه و عیسی جانش را داد تا ما نجات پیدا کنیم. تو تجربه روزمرهمون، گاهی همین حس را داریم؛ حس میکنیم دیگران گاها در حال گرفتن از ما هستند: گرفتنِ وقتمون، گرفتنِ انرژیمون یا آرامشمون، اما یوحنا نگاهمون را از خودمان و دیگران، به عیسی برمیگردونه که مثل اون، ببخشیم و با اراده و آزادی بدیم.
اما سؤال اینجاست: ما که عیسی نیستیم، تا کجا باید بدهیم؟
در دنیای امروز، جان فدا کردن فقط به معنای دادن جونمون نیست. من فکر میکنم همین زمان، انرژی و آرامشی که داریم، بخشی از جان ما هست. اگر من تحت فشار درخواستهای تمامنشدنی، تمام آرامشام را از دست بدهم، دیگر جانی برایم باقی نمیماند که بخواهم فدای کسی کنم! پس باید یاد بگیریم که مرز گذاشتن، نه تنها بیتوجهی نیست، بلکه نوعی مدیریت و مراقبت از چیزیه که خدا بهمون داده تا بتونیم اونو خدمت کنیم و جلال بدیم.
باید بین نیاز و خواسته افراد تفاوت قائل شویم. وقتی به زندگی عیسی نگاه میکنیم، میبینیم او همیشه به «نیاز» واقعی افراد پاسخ میداد، اما لزوماً به «خواسته» آنها تن نمیداد. گاهی افراد از او نان میخواست، اما او به آنها کلام حیات میداد. مرز بین محبت مسیحی و سادگی تو همین قدرت «تشخیص» است.
شاید پیش خودتان بگید که اگر بفهمم کسی دارد سوءاستفاده میکند چطور؟
بزاید از کتاب امثال این آیه را بخوانم از فصل ۲۵: ۲۱ و ۲۲ که میگه: اگر دشمن تو گرسنه باشد به او نان بخوران و اگر تشنه باشد، او را آب بنوشان زیرا اخگرها بر سرش خواهی انباشت.
این آیه بهمون یادآوری میکنه که محبت ما، حتی وقتی میدونیم ممکن این محبت نادیده گرفته شه، باز هم داریم راه توبه را برای شخص باز نگه میداره. اما مهمتر از اون اینه که محبت به شخص سوءاستفاده گر، بیشتر از آنکه او را تغییر بده، ما را از اینکه به آدم تلخ و بدبینی تبدیل بشیم یا اسیر این تلخی و نفرت بشیم، نجات میده.
پس، محبت مسیحی، یک محبت کور نیست بلکه محبتیه ه با چشمان کاملاً باز میبخشه و حتی اگه از ما سوءاستفاده شود، اما انتخاب میکنیم که همچنان دستودلباز بمانیم، چون ما فرزندان خدایی هستیم که آفتابش را بر «بدان و نیکان» یکسان میتاباند.
ما نیاز داریم که هر روز خداوند بهمون حکمتش را بده که بدانیم کجا باید نان بدهیم و کجا باید راه را نشان بدهیم.
من قلباً اعتراف میکنم که تو این مسیر، تو تشخیص اینکه کدام نیاز واقعی هستش کدام خواسته، همیشه موفق نیستم. بارها اشتباه کردهام ولی همین ضعف من، هر بار من را پای صلیب میکشاند تا از او حکمت بطلبم.
این حکمت را برای شما هم می طلبم.
برکت خدا با شما باشد.
آمین
Social Media:
Website: https://kalameye-hayat.com
Telegram: https://t.me/KalameyeHayatofficial
Instagram: https://www.instagram.com/kalameyehayat
Youtube: https://www.youtube.com/channel/UCyhbpNCwyvva-yH1gwFNw1w/videos
#پادکست_مسیحی
#کلمه_حیات
#کتاب_مقدس
#انجیل
#نامه_اول_یوحنا
#یوحنا
#عیسی_مسیح
#ایمان_مسیحی
#زندگی_مسیحی
#محبت_مسیحی
#مرز_و_محبت
#سخاوتمندی
#حکمت_الهی
#محبت_به_دشمن
#خدمت_مسیحی
#نیاز_و_خواسته
#زندگی_ایمان
#اعتراف
#صلیب
-
- 14 Episode
- نامه اول یوحنا ۳: ۱۹ الی ۲۴ | 1 John 3 : 18-19
نص:
وقتی دل ما، سوال میپرسد!
بارها با افرادی روبرو شدم که وقتی از ایمان مسیحی میشنون یا دربارهٔ گناه باهاشون صحبت میشه، با اطمینان میگن: «من مگه چه گناهی کردم؟ نه دزدی کردم، نه کسی را کشتم نه مال کسی را خوردم…» این تفکر رایجی تو دنیاست که معمولاً از این میاد که افراد خودشان را با دیگران که ظاهرا وضعیت خوبی ندارن، مقایسه میکنن.
اما وقتی کمی دقیقتر نگاه کنیم، میبینیم که خیلی از همین افراد قلباً متوجهن که گناه کردهاند، فقط نمیدانند وضعیت روحانیشان چقدر بده. خیلی از کارهایی که ظاهراً کوچک به نظر میرسن مثلاً دروغ مصلحتی، نشاندهندهٔ گناهیه که ممکن است وجدانشان را سختتر یا حتی بیحس کرده باشه. کاری که ممکنه همه انجام میدهند و حس بدی نسبت بهش نداشته باشن، دلیلی برای درست بودن اون نیست.
تو عهد جدید بارها دربارهٔ وجدان صحبت میکنه:
- افرادی که وجدان ضعیف یا وجدان آلودهای دارن.
- کسانی که وجدان پاک و بیلغزش دارند.
- یا افرادی که وجدان داغ شده که دیگر حساسیتی به بدی نداره.
این بهمون یاد میده که نداشتن عذاب وجدان، هیچ وقت نشانهٔ بیگناهی واقعی نیست، اما برای مسیحیان، داشتن وجدان پاک و بیلغزش اهمیت زیادی دارد، چون کیفیت رابطهٔ ما با خدا را نشان میده و وجدان هشداردهنده، وقتی درست عمل کنه، یک هشدار درونی برای اصلاح هستش.
یوحنا تو نامه اولش، فصل ۳ آیات ۱۸ تا ۲۴ درباره این وجدان میگه:
پس ما میدانیم كه تابعین حقیقت هستیم زیرا وجدان ما در پیشگاه خدا به ما اطمینان میدهد. و اگر هم وجدان ما، ما را محکوم سازد، خدا از وجدان ما بزرگتر است و از همهچیز آگاه میباشد. ای عزیزان، اگر وجدان ما، ما را محكوم نمیسازد، ما میتوانیم با اطمینان به حضور خدا بیاییم و او تمام خواهشهای ما را برآورده میکند زیرا ما بر طبق احکام او عمل میکنیم و آنچه را كه پسند اوست بجا میآوریم. و فرمان او این است كه ما باید به نام پسر او عیسی مسیح ایمان آوریم و یکدیگر را دوست بداریم چنانکه مسیح هم همین دستور را به ما داده است. هر که احکام او را رعایت میکند، در خدا زندگی میکند و خدا در او. او روحالقدس را به ما بخشیده است تا ما مطمئن باشیم كه او در ما زندگی میکند.
این آیاتی که خوندیم، نشان میده که برای ما داشتن یک وجدان پاک، چقدر اهمیت داره. مثلاً خوندیم که:
- وجدان ما میتونه ما را از مسیر مطلع کنه، اما خدا از وجدان ما بزرگتر است و همه چیز را میداند.
- یا اینکه اعتماد به خدا و پیروی از احکام اون، راهی واسه آرامش وجدان و اطمینان از رابطه با اونه.
- همینطور ایمان به مسیح و محبت داشتن، راهیه واسه حفظ وجدان پاک و زندگی تو حقیقت.
اما باز، موضوع اینه که قلب یک نفر، به تنهایی، معیار قابل اعتمادی برای حساسیت به گناه نیست چ.ن وجدان ما تو طول زندگی تغییر میکنه:
مثلاً وقتی بچه بودیم، ممکن بود عذاب وجدان شدیدی نسبت به یک کار یا گناه کوچک داشتیم اما وقتی جوان شدیم، همان کارها رو یا حتی بدتر از اون رو، بدون هیچ احساس گناهی انجام بدیم.
اما تو ایمان مسیحی، نگه داشتن رابطه با خدا، فقط با وجدان خوب نیست. کار اصلی را روحالقدس انجام میده. روحالقدس قلب و وجدان انسان را آمادهٔ پذیرش مسیح و توبه میکنه. بدون روح ممکن نیست که کسی بتونه به مسیح ایمان بیاره یا توبه کند، حتی وجدان هم نمیتونه مسیر درست را نشان بده، مثلاً ما تو رومیان فصل ۲ میخونیم کسائی که بشارت مسیح را نشنیدن، با وجدانی که خدا بهشان داده، داوری میشن اما دیدیم که وجدان معیار بی عیب و نقصی برای نشان دادن راه نیست، برای همینه که روح، کار مسیح را در ما ادامه میده و حتی این وجدان شکسته و ضعیف را ترمیم میکنه تا نسبت به چیزهای مختلف حساس باشیم.
پس با این حساب،
- وجدان یک نشانهای از حقیقت خدا تو دل ماست،
- داشتن وجدان پاک و بیلغزش برای ما، نشانگر کیفیت رابطه ما با خداست،
- و حتی اگر وجدانمون، ما را محکوم کنه، خدا بزرگتر از وجدان ماستو با اطمینان میتوانیم به حضور او نزدیک بشیم.
حالا وقتی به این چیزها فکر میکنیم، آیا کاری هستش که دلمون ما رو نسبت بهش ملزم میکنه؟ آیا چیزی هستش که الان داره بهمونن هشدار میده که باید ترکش کنیم یا ازش توبه کنیم؟
همچین کاری، باعث میشه که اگه وجدان ما ضعیف یا حتی سخت شده باشه، یواش یواش دوباره به دل گوشتی و حساس تبدیل بشه که نسبت به خیلی چیزها بی حس و بی تفاوت نباشه، بلکه واکنش نشان بده چون هیچ چیزی ارزش اینو نداره که تو رابطه زیبا و بینظیری که با مسیح داریم، ضعیف بشیم که نتونیم از کمال این رابطه لذت ببریم.
شما را میخوام تشویق کنم که به این صدا حساس باشید، هر روز تو این رابطه رشد کنید، وجدان پاک و بی لغزش را حفظ کنید تا از عمق این رابطه لذت ببرید.
برکت خدا با شما باشد.
روز خوش
Social Media:
Website: https://kalameye-hayat.com
Telegram: https://t.me/KalameyeHayatofficial
Instagram: https://www.instagram.com/kalameyehayat
Youtube: https://www.youtube.com/channel/UCyhbpNCwyvva-yH1gwFNw1w/videos
#پادکست_مسیحی
#کلمه_حیات
#کتاب_مقدس
#انجیل
#نامه_اول_یوحنا
#یوحنا
#عیسی_مسیح
#ایمان_مسیحی
#زندگی_مسیحی
#وجدان_پاک
#روح_القدس
#توبه
#حقیقت_خدا
#هدایت_روحانی
#رشد_ایمانی
#عذاب_وجدان
#محبت_مسیح
-
Published: 17/01/2026