Listen now for free

2 John

مسائلی که نامه دوم و سوم یوحنا صحبت میکنه، مکمل همدیگه هستن، از جهاتی خیلی شبیه همن اما از طرف دیگه، میشه گفت خیلی هم با هم متفاوت هستن.
در واقع این ۲ نامه‌، دو روی یک سکه هستن چون نامه دوم، به گیرنده هشدار میده که تو پذیرش مبشران دقت کنه و میگه: «در را ببندید!» جلوی معلمان دروغینی که می‌خواهند حقیقت مسیح را تحریف کنند و نامه سوم میگه: «در را باز نگه دارید!» جلوی خادمان واقعی انجیل و نگذارید ترس یا دیکتاتوری یک شخص، جلوی جریان محبت کلیسا را

  • Chapter 1 - 1
  • 1
      • 01 Episode
      • نامه دوم یوحنا – مقدمه  |  2 John 1

      نص:

      دوستان عزیز همراه

      متشکریم که شما را کنار خودمون داریم.

      اینبار قصد داریم دو تا از کوتاه‌ترین نامه‌های عهد جدید رو بررسی کنیم نامه دوم و سوم یوحنا و بهتره که بعد از بررسی نامه دوم، نامه سوم را هم دنبال کنید چون مسائلی که این دو نامه داره صحبت میکنه، مکمل همدیگه هستن، از جهاتی خیلی شبیه همن اما از طرف دیگه، میشه گفت خیلی هم با هم متفاوت هستن.

      در واقع بهتره بگم که این ۲ نامه‌ای در واقع دو روی یک سکه هستن چون نامه دوم، به گیرنده هشدار میده که تو پذیرش مبشران دقت کنه و میگه: «در را ببندید!» جلوی معلمان دروغینی که می‌خواهند حقیقت مسیح را تحریف کنند و نامه سوم میگه: «در را باز نگه دارید!» جلوی خادمان واقعی انجیل و نگذارید ترس یا دیکتاتوری یک شخص، جلوی جریان محبت کلیسا را بگیرد.

      این تضاد ظاهری اما هماهنگی درونی، دقیقاً همان چیزی است که اصالت و اهمیت این دو نامه کوتاه را ثابت می‌کند.

      در اواخر قرن اول میلادی، کلیساها ساختمان فیزیکی نداشتند و در خانه‌ها جمع می‌شدند. ارتباط بین این کلیساهای خانگی از طریق مبشران که به شهرهای مختلف می‌رفتن، حفظ می‌شد و این روش، کاملاً وابسته به مهمان‌نوازی مسیحیان بود.

      دلیل اصلی نوشتن این دو نامه، دقیقاً بحران‌هایی است که پیرامون همین «مهمان‌نوازی» و «مبشران سیار» به وجود آمده بود.

      آن زمان، اقامت‌گاه‌ها و کاروانسراها جاهای امنی نبودند یا مکان‌های خوشنامی از لحاظ اخلاقی نبودن و بخاطر همین مسافران مسیحی به خانه‌های سایر مسیحیان می‌رفتن. معلمان دروغین از این محبت مسیحی سوءاستفاده می‌کردند تا عقایدشان را در کلیساهای خانگی پخش کنند و یوحنا داره به کلیسا میگه که محبت مسیحی حد و مرز دارد و نباید محبت به قیمت فدا کردن «حقیقت» تمام شود.

      کلیسای اواخر قرن اول با بدعت دوسِتیسم یا گنوسی درگیر بود. فلسفه‌ای که معتقد بود ماده و جسم «پلید» است و روح «پاک» است. پس این تعلیم میگفت: محال خدای پاک، جسم کثیف انسانی به خود بگیرد دقیقاً چیزی بر خلاف جسم گرفتن خداوند و آمدن آن بر زمین.

      یعنی وقتی که داریم این نامه‌ها را می‌خونیم، باید بدانیم که چه اتفاقاتی افتاده که این نامه‌ها به نگارش در اومدن وگرنه ممکنه نگاهی که ما به این نامه داریم، یک نگاه عمومی باشه اما ما نیاز داریم بیشتر یعنی نگاه عمیق‌تری داشته باشیم تا وقتی با چالش‌هایی تو خدمت یا زندگی مسیحی‌ روبرو شدیم، بتونیم بهتر از این نامه‌ها، الهام بگیریم.

      اما چند نکته هم هست که خوبه حتی کم در موردش اطلاع داشته باشید.

      مثلا قبل از هر چیز، برخلاف نامه اول یوحنا که همه از همون روز اول می‌گفتن نوشته خود یوحنا هستش، سر این دو تا نامه کلی بحث و چالش در گرفته بود. زمان زیادی گذشت تا این دو تا نامه بتونن جایگاه خودشون رو توی کتاب‌مقدس پیدا کنن. اما چرا؟

      دلیلش ساده‌ است. این دو تا رساله به‌ شدت کوتاهن.

      این نامه‌ها برای انتشار عمومی نوشته نشده بودن، بلکه بیشتر شبیه نامه‌های خصوصی هستن. همین باعث شده بود که نویسنده‌های اولیه مسیحی کمتر بهشون ارجاع بدن و اثبات اصالتشون برای کلیسا سخت‌تر بشه. اما همین شک و تردید‌ها بنظر من نقطه قوت ماجراست! چونکه نشون می‌ده کلیسا هر ‌نوشته‌ای رو به راحتی قبول نمی‌کرده و باید به دقت اصالتش بررسی میشد.

      برای اطمینان از اصالت این نامه‌ها میشه به دو اصل نگاه کرد: یکی‌ ردپای تاریخی درباره این نامه‌ها هستش که در شهرهای مختلف دیده میشه از اسکندریه تا سوریه. چون پدران اولیه کلیسا مثل کلمنت و ایرنائوس ـ که خودش شاگرد شاگرد یوحنا بود ـ درباره این نامه‌ها صحبت کردن و اونو نوشته یوحنا میدانستن و با وجود همه شک‌ها، در نهایت شوراها به این نتیجه رسیدن که این نامه‌ها، جایشان در کتاب مقدس هست.

      دومین اصل، خود نویسنده هستش که انگار نفس‌اش تو متن دمیده شده. سبک نوشتن و اون لحن یوحنا که ترکیبی از محبت عمیق و جدیت بی‌تعارف حلوی بدعت‌هاست، کاملا نشان میده که نویسنده همون یوحنای رسوله. حتی وقتی خودش رو با فروتنی پیر خطاب می‌کنه، انگار داره از تجربه‌ و رابطه عمیق و قدیمی‌اش با مسیح حرف می‌زنه.

      حالا تو بخش بعد، قراره با آیات اول نامه دوم یوحنا ادامه بدیم و خوشحال میشم که بتونم شما را کنار خودم داشته باشم.

      برکت خداوند با شما باشد.

      Social Media:

      Website: https://kalameye-hayat.com

      Telegram: https://t.me/KalameyeHayatofficial

      Instagram: https://www.instagram.com/kalameyehayat

      Youtube: https://www.youtube.com/channel/UCyhbpNCwyvva-yH1gwFNw1w/videos

      #پادکست_مسیحی

      #کلمه_حیات

      #کتاب_مقدس

      #نامه_دوم_یوحنا

      #عیسی_مسیح

      #ایمان_مسیحی

      #زندگی_مسیحی

      #یوحنا

      • 02 Episode
      • نامه دوم یوحنا ۱ الی ۳  |  2 John 1 : 1-3

      نص:

      جایی که حقیقت، محبت میشود.

      یکی از کشیشان کلیسایی که عضوش هستم، تقریبا همیشه برای موعظه‌هایی که آماده میکنه، از وسایل مختلفی استفاده میکنه که گاهی توسط اونا و قوانین ساده فیزیکی، توجه‌ها را جلب میکنه به کلام خدا. بعضی از موعظه‌هاش رو زودتر فراموش میکنم اما بعضی‌هاشون مثل یک قلاب تو ذهنم باقی می‌مونن.

      این روشی که اون موعظه‌‌هاش را شروع میکنه و شبیه شناسنامه موعظه و تعالیمش هست. چند بار سعی کردم مثل اون عمل کنم اما معمولا نتیجه‌ای که میخواستم به دست نیومد یا حتی نتیجه برعکس داد.

       میدانید، اینو گفتم چون یوحنا هم روش خودش را داشت برای نوشتن‌ نامه‌هاش، چیزهایی رو استفاده میکرد که نیاز نبود حتی بخواد خودش را معرفی کنه یا اسم ببره چون همه میدونستن کیه که این نامه را نوشته. چیزهایی تو صحبت‌هاش داشت که برای اون هم مثل شناسنامه موعظه‌ یا نامه‌هاش بود یعنی صحبت از راستی، محبت، انگار اصلا خسته نمیشه از به زبان آوردن این چیزها.

      ولی آیا واقعاً صحبت کردن از این چیزها میشه یا حرف از زندگی کردن تو محبت و راستی، آیا این چیزی هستش که باعث دل زدگی، روزمرگی یا خستگی بشه؟

      فکر میکنم که اگر کسی این چیزها را به زبان بیاره اما تو خودش ریشه یا ثمر نداشته باشه، یک روز ازش خسته میشه چون میدانه حداقل کسی این چیزا رو تو خودش نمیبینه اما کسی که تمام زندگی‌اش رو وقف این موضوع کرده یا این واقعا سبک زندگی‌اش باشه همونجوری که عیسی میگه: دهانش از پری دلش سخن بگه، وقتی از محبت و راستی حرف میزنه، این براش چیزی مثل شعار نیست بلکه تبدیل به بخش جدانشدنی از شخصیتش شده یعنی چیزی که تو یوحنا می بینیم.

      راستی و محبت، این چیزیه که یوحنا از تکرارش خسته نمیشه.

      اما چرا صحبت از راستی و محبت اینقدر مهمه؟

      قبل از ادامه دادن، بیاید به آیات ۱ الی ۳ نامه دوم یوحنا نگاه کنیم:

      از طرف شیخ کلیسا به بانوی برگزیدۀ خدا و فرزندان او، که نه ‌تنها من بلکه همۀ آنانی که حقیقت را می‌شناسند آن‌ها را واقعاً دوست داریم، زیرا حقیقت در میان ما بوده و هست و تا ابد با ما خواهد بودخدای پدر و عیسای مسیح پسر او، فیض، رحمت و آرامش به ما عنایت فرماید تا این برکات همیشه در حقیقت و محبّت از آن ما باشند.

      برای درک این راستی و محبت ما اول باید ببینیم که تو ذهن یهودی یوحنا چه میگذشت که آن را به زبان یونانی نوشته، چون این موضوع خیلی مهم هستش.

      مخاطبان یوحنا در آن زمان، در فرهنگ یونانی زندگی می‌کردند. در ذهن یک یونانی آن دوره، “حقیقت” یا “راستی” فقط یک مفهوم ذهنی و سرد بود. واسه آن‌ها حقیقت یعنی پرده برداشتن از روی رازها؛ یعنی رسیدن به یک واقعیتِ روشن و عریان که هیچ سایه، توهم یا ظاهر فریبنده‌ای توش نباشه، مثل یک فرمول ریاضی که دقیق و بی‌نقص است. در دنیای یونانی، حقیقت چیزی بود که انسان باید آن را در ذهن خودش می‌فهمید یا کشف می‌کرد.

      اما یوحنا یک یهودی بود که تمام زندگی‌اش با تفکر و فرهنگ عبری گذرونده بود. در تفکر عبری، “حقیقت” فقط یک ایده برای فهمیدن نیست. حقیقت یعنی وفاداری، امانت‌داری و ثبات. واسه یک یهودی، حقیقت چیزی نیست که فقط توی سر باشه، بلکه چیزی است که باید آن را در عمل نشان دهی و زندگی کنی.

      و اینجاست که یوحنا شاهکار شناسنامه‌ی خودش را رو می‌کند!

      اون کلمه‌ “حقیقت” را از فرهنگ یونانی را با حقیقت فرهنگ یهودی بکار میبره.

      تو اون زمان، محبت و حقیقت دو چیز متفاوت و کاملا بی‌ربط به هم بودن اما یوحنا، “محبت” رو که پر از احساس و رابطه است با “حقیقت یا راستی” که پر از منطق و علم هست را با هم یکی میکنه و میگه اینها از هم جدا نیستن.

      وقتی یوحنا از راستی حرف می‌زند، منظورش یک سری قوانین خشک مذهبی یا اطلاعات عقلی نیست؛ منظورش یک شخص است که همون عیسیاست.

      عیسی نگفت “من حقیقت و راستی رو می‌دانم”، بلکه گفت “من خود حقیقت و راستی هستم”. پس وقتی کسی این حقیقت زنده را در درون خودش داشته باشد، این حقیقت به شکل یک فرمول ریاضی بیرون نمی‌آید، بلکه ثمره‌اش تو زندگی یعنی محبت دیده میشه.

      به همین دلیله که یوحنا هیچ‌وقت از تکرار این دو کلمه خسته نمی‌شود. برای او، راستی و محبت دو روی یک سکه‌اند. راستی بدون محبت، می‌شه خشونت و تعصب مذهبی و محبت بدون راستی، می‌شه احساسات توخالی و سازش ‌کاری. اما یوحنا هر دوی این‌ها را در عیسی دیده و کلیسا را تشویق میکنه که در این راستی و محبت زندگی کنن چنانکه خیلی از آنها را می‌بینیم تو آیات بعد که اینطور زندگی نمیکنن.

      اینها دو چیزی هستن که خیلی وقت‌ها ما به یکی‌اش بیشتر می‌چسبیم و از اون یکی غافل میشیم و گاهی برعکس و این چیزی هستش که یوحنا داره سعی میکنه که ما و کلیسا را توش متعادل نگه داره.

      راستی و محبت واسه یوحنا دو موضوع جداگانه نیستن، آن‌ها دو روی یک سکه بودند که اسمش زندگی مسیحی هستش. شما نمی‌توانید سکه‌ای داشته باشید که فقط یک رو داشته باشد. بیاید تلاش کنیم تو هفته آینده، وقتی در موقعیت‌های سخت‌تر قرار می‌گیریم، وقتی می‌خواهیم حرفی بزنیم یا تصمیمی بگیریم، از خودتان بپرسیم که: “آیا این حرف من، هم تو راستی است و هم در محبت؟” یوحنا از تکرار این‌ها خسته نشد، چون این‌ها شعار نبودن، ثمره‌ی حضور عیسی در او بودنن. دعا می‌کنم که دهان ما هم از پریِ دلی سخن بگه که با این راستی و محبت پر شده.

      برکت خداوند با شما باشه.

      Social Media:

      Website: https://kalameye-hayat.com

      Telegram: https://t.me/KalameyeHayatofficial

      Instagram: https://www.instagram.com/kalameyehayat

      Youtube: https://www.youtube.com/channel/UCyhbpNCwyvva-yH1gwFNw1w/videos

      #پادکست_مسیحی

      #کلمه_حیات

      #کتاب_مقدس

      #نامه_اول_یوحنا

      #عیسی_مسیح

      #ایمان_مسیحی

      #زندگی_مسیحی

      #یوحنا

      #راستی_و_محبت
      #حقیقت_مسیحی
      #محبت_الهی
      #تعلیم_کتاب_مقدس
      #موعظه_مسیحی
      #شاگردی_مسیح
      #رشد_روحانی
      #کلیسا
      #انجیل
      #حقیقت_زنده
      #محبت_واقعی
      #زندگی_در_مسیح
      #پیروی_از_مسیح
      #تعادل_روحانی
      #هویت_مسیحی

      • 03 Episode
      • نامه دوم یوحنا ۴ الی ۶  |  2 John 1 : 4-6

      نص:

      محبت واقعی، همیشه سازشکار نیست.

      همیشه من اخبار مسیحیان در جفا را دنبال میکنم و چند وقته پیش بود که عکسی را دیدم که خیلی سریع شناختمش. اون از اعضا کلیسای بود که مدتی خدمتشان می‌کردم اما بخاطر دستگیر شدنم، ارتباطم باهاشون قطع شده بود و سالها بود ازشون خبری نداشتم.

      این خبر و دستگیری اون اصلا خبر خوبی نبود چون میدانستم که چه اتفاقاتی افتاده و چطور زیر فشار و بازجویی‌ها قرار گرفته اما یک چیزی من رو خیلی خوشحال کرد. اینکه گروهی که باهاشون بودم، از توشون خادمینی در آمده بود که داشتن خدمت میکردن و حتی بخاطر خدمتشان متحمل جفا و زندان شده بودند.

      وقتی به بخش آیات امروز رسیدم، یاد همین موضوع افتادم که یوحنا، وقتی داشت این نامه‌اش را می‌نوشت این را اشاره میکنه که ایستادن مسیحیان تو ایمان حقیقی، چه شادی و برکتی را میتونه برای کلیسا یا خادمین داشته باشه.

      میدانید بنظرم خیلی وقت‌ها ما نمی‌تونیم ثمر خدمت یا کاری که میکنیم را ببینیم یا شاید مدت‌ها یا سال‌ها بعد گوشه‌ای از نتیجه‌اش را ببینیم اما انگار خداوند گاهی اجازه میده که، پرده‌ها کمی کنار برن و بتونیم ذره‌ای از جلال‌اش و رشد ملکوت و پادشاهی اون را روی زمین ببینیم و این یک تسلی، برکت و خوشی بزرگ هست واسه خادمین و کلیسا.

      بیاید به این آیات از نامه دوم یوحنا از ۴ تا ۶ را نگاه کنیم:

      وقتی شنیدم كه بعضی از فرزندان تو همان‌طور كه پدر ما فرمان داده است بر طبق حقیقت زندگی می‌کنند، خیلی خوشحال شدم. و اکنون ای بانو، خواهشی از تو دارم و آن این است كه به یکدیگر محبّت کنیم. من فرمان تازه‌ای به تو نمی‌دهم، بلکه همان فرمانی است كه از اول شنیدیممنظور من از محبّت این است كه مطابق احکام خدا زندگی کنیم. آری، آن فرمان كه شما از اول شنیدید این است كه باید در محبّت زندگی کنید.

      می‌دانید چیز جالبی که تو این نامه هست اینه که یوحنا در مورد خطرناک‌ترین تهدید، یعنی تعالیم غلط و معلمین دروغین صحبت میکنه، اما لابلای نوشته اون هیچ اثری از خشم، کینه یا نفرت نیست.

      وقتی میگه این افراد را در خانه‌هایتان نپذیرید، این نپذیرفتن، از سر دشمنی نیست، بلکه دقیقاً از سر محبته. تو کتاب مقدس، پذیرش تعلیم غلط، محبت نیست، بلکه بی‌تفاوتی و سازشکاریه.

      نپذیرفتن کسی که تعلیم غلطی داره، در واقع یک محبت دوجانبه است:

      اول، محبت به خود آن شخصه.

      گاهی همین رفتار ما، بزرگترین تلنگری است که می‌تواند اون را به خودش بیاورد و به توبه بکشونه. ما کسی را دشمن خودمان نمی‌دانیم بلکه تعلیم اشتباه اون را دشمن می بینیم. محبت واقعی یعنی آنقدر برای یک نفر ارزش قائل باشی که نخواهی در گمراهی بمونه همان‌طوری که یعقوب می‌گه: برگرداندن کسی که از حقیقت منحرف شده، یعنی رهانیدن یک جان از مرگ.

      و دوم، اینکه این محبت به کلیساست.

      یک شبان یا یک خادم، با نپذیرفتن تعلیم غلط، در واقع دارد از عروس مسیح محافظت می‌کند.

      همانطوری که یک همسر یا یک خادم نمیتونه اجازه بده که به خانواده‌اش کسی آسیب برسانه، همینطور محافظت از کلیسا هم یک وظیفه این خادم هست. درسته که خداونده که از کلیسا محافظت میکنه اما کلام خدا هم گفته که شبانان باید پاسبانی گله خداوند را کنن. این بخشی از خدمت یک شبان است که از گله در برابر گرگ‌ یا خطرات محافظت کنه. اینکه اجازه داده بشه که گله خدا آسیب ببینه نه تنها محبت نیست بلکه بی محبتی هستش.

      مسیح هم وقتی روی زمین بود، جلوی تعالیم غلط فریسی‌ها یا صدوقی‌ها ایستاد وقتی بجای اطاعت از کلام خدا، مردم را به اطاعت از سنت‌ها ترغیب میکردن یا تفسیر غلطی از کلام به مردم میدادن. عیسی به ضد تعالیم این اشخاص بود نه خود اون افراد همانطوری که می‌خونیم که حتی وقتی تعلیمی درست داده میشد، عیسی آنها را تشویق و محبت میکرد.

      مکاشفه میگه: من هر که را محبت نمایم، توبیخ و تأدیب می‌کنم. توبیخ مسیح، ریشه تو محبت اون دارد؛ محبتی که هم به فکر اصلاح شخصه و هم به فکر سلامت کل بدن.

      پس وقتی عیسی میگه دشمنان خود را محبت کنیم، این محبت فقط یک لبخند ساده نیست. محبت ایستادن جلوی تعلیمی هستش که بر خلاف حقیقت خداوند و کلام اونه و شاید همین برخورد، باعث توبه و برگشت شخص بشه و در عین حال، ایمان کلیسا در سلامت باقی بماند.

      یوحنا کلیسا را به زندگی در محبت دعوت می‌کند، چون می‌دانه که محبت بدون حقیقت، “سازشکاریه” است و حقیقت بدون محبت، “سنگدلی“. اون می‌خواهد ما تو محبتی زندگی کنیم که آنقدر شجاع هست که برای نجات جان افراد، بها بپردازه.

      و شاید امروز، بیشتر از هر وقت دیگری، کلیسا به چنین محبتی نیاز دارد، محبتی که فقط احساسی و بی‌مرز نیست، بلکه آنقدر خدا را دوست دارد که برای حقیقتمی‌ایسته و آنقدر انسان‌ها را دوست داره که نمیخواد تو گمراهی باقی بمانن.

      گاهی ایستادن واسه حقیقت، هزینه داره.

      گاهی ممکنه باعث سوءتفاهم بشه.

      گاهی ممکنه باعث جدایی یا جفا بشه.

      اما همان‌طور که یوحنا شادی خودش را در ایستادگی ایمانداران تو حقیقت می‌دید، امروز هم چه برکتی هست وقتی خادمین می‌بینند که کلیسا، نه فقط در محبت، بلکه در «محبت با حقیقت» رشد می‌کند.

      دعا من اینه که خداوند به ما قلبی بدهد که نه سرد و سنگدل باشد، و نه سازشکار و بی‌تفاوت، بلکه قلبی شبیه قلب مسیح، پر از محبت و وفادار به حقیقت و این حکمی هستش که مسیح ازمون خواسته انجامش بدیم.

      برکت خداوند با شما باشد.

      Social Media:

      Website: https://kalameye-hayat.com

      Telegram: https://t.me/KalameyeHayatofficial

      Youtube: https://www.youtube.com/channel/UCyhbpNCwyvva-yH1gwFNw1w/videos

      #پادکست_مسیحی
      #کلمه_حیات
      #کتاب_مقدس
      #نامه_دوم_یوحنا
      #عیسی_مسیح
      #ایمان_مسیحی
      #زندگی_مسیحی
      #یوحنا
      #حقیقت_و_محبت
      #تعلیم_غلط
      #محبت_حقیقی
      #کلیسا
      #جفا
      #شبان
      #خدمت_مسیحی
      #انجیل
      #ایستادگی_در_حقیقت
      #محبت_با_حقیقت
      #تعالیم_دروغین
      #پیروی_از_مسیح
      #ایمان
      #رشد_روحانی
      #وفاداری_به_خدا
      #مسیحیان_در_جفا
      #پادشاهی_خدا

      • 04 Episode
      • نامه دوم یوحنا ۷ الی ۱۳  |  2 John 1 : 7-13

      نص:

      همیشه شنیده‌ایم که قلب ایمان مسیحی، محبت است به خداوند و همینطور به انسان‌های دیگه؛ تا جایی که اگر کسی به یک طرف صورتت سیلی زد، طرف دیگر را هم برگردانی. اما جالب است وقتی به نامه دوم یوحنا می‌رسیم، با تصویر دیگری روبرو می‌شویم. یوحنا که به «رسول محبت» معروفه، تو این نامه خیلی محکم و جدی می‌نویسه که همه افرادی که به اسم مسیحی یا معلم می‌]وان وارد کلیسا شن، نه تنها نباید آن‌ها را بپذیرید، بلکه حتی نباید به خانه‌ یا کلیساهای خودتون راهشان بدید و یا بهشون خوشامد بگید!

      موضوع این نیست که با هر کسی که اختلاف نظر یا زاویه دید متفاوتی داریم قطع ارتباط کنیم چون تو دنیای مسیحیت، کلیساها و تفکرات زیادی هستند که با وجود تفاوت‌ها، کنار هم خدمت می‌کنند، در واقع مرز قاطعیت یوحنا در اینجا، سلیقه ما نیست، بلکه موضوع، انکار تجسد و هدف گرفتن هویت خود مسیحه.

      ما دفعه قبل درباره این شنیدیم که رد کردن و نپذیرفتن چنین افرادی، اتفاقا عین محبت است، محبتی هم به کلیسایی که عضوش هستیم و هم محبت به خود آن شخص ، چون این ایستادگی شاید باعث بیداری و توبه‌اش شود.

      پس بیاید به آیات امروز از ۷ تا ۱۳ نگاه کنیم و بعد با بعضی از این دیدگا‌ه‌ها آشنا شیم.

      فریبكاران بسیاری به سرتاسر جهان رفته‌اند، یعنی اشخاصی كه قبول نمی‌کنند، عیسی مسیح در جسم ظاهر شد. اینها فریبکار هستند! اینها «دشمن مسیح» هستند! مواظب باشید مبادا تمام كارهایی را كه ما برای شما کرده‌ایم، باطل سازید. برعکس، ما می‌خواهیم كه شما پاداش خود را کاملاً دریافت کنید. هر که تعالیمش مطابق تعالیم مسیح نیست بلکه چیزهای دیگری را تعلیم می‌دهد، خدا با او نیست. امّا کسانی که به تعلیم مسیح وفادار هستند، هم خدای پدر را دارند و هم پسر را. اگر کسی نزد شما بیاید و این تعلیم درست را نیاورد، او را در خانهٔ خود نپذیرید و حتّی به او خوش‌آمد هم نگویید، زیرا هرکه به او خوش‌آمد گوید در کارهای شریرانهٔ او همدست شناخته می‌شوداگر چه مطالب بسیاری هست كه باید به شما بنویسم، امّا فکر میکنم بهتر است آنها را با قلم و مرکب روی کاغذ نیاورم و به جای آن، امیدوارم شما را شخصاً ببینم و روبه‌رو با شما صحبت کنم تا همهٔ ما کاملاً شاد شویمفرزندان خواهر برگزیدهٔ تو سلام می‌رسانند.

      برای اینکه بفهمیم فریبکاران امروز چه شکلی هستن، اول باید ببینیم در زمان یوحنا چه کار میکردن. تو قرن اول، گروهی بودند که می‌گفتند: “عیسی یک روح پاک بود و اصلاً جسم انسانی نداشت چون ماده و جسم کثیف هست.” یوحنا میگه: این‌ها فریبکارند! چرا؟ چون اگر عیسی واقعاً انسان نشده باشد، پس روی صلیب درد نکشیده، پس خونش نریخته، پس قیام نکرده و در نتیجه، گناهان ما هم بخشیده نشده است! یعنی با یک ادعای ظاهراً فیلسوفانه، کل ستون ایمان مسیحی فرو میریزه.

      امروز  این افراد کمتر با لباس مذهبی ظاهر میشن. آن‌ها اتفاقاً خیلی خوش‌تیپ، با انگیزه و مثبت هستن! تو کتاب‌ها، پادکست‌های انگیزشی یا بعض از تعالیم “حس خوب” (مثل نیو-ایج)، عیسی را تحسین می‌کنند، اما نه طوری که کتاب مقدس میگه.

      میگن: “عیسی یک معلم بزرگ اخلاق بود، یک معلم صلح بود، او یک فرکانس انرژی مثبت بود که شما هم می‌تونید شبیهش بشید! “

      به ظاهر قشنگه اما این دقیقاً همان چیزیه که یوحنا داره فریبکار می‌خونشون!

      آن‌ها با این حرف، الوهیت و نجات‌دهنده بودن عیسی را حذف می‌کنند. اون را به یک انسان خوب تقلیلش دادن. این اولین دیدگاهی است که باید به آن توجه کنیم: فریب مدرن، عیسی را انکار نمی‌کند، بلکه او را تحریف می‌کند.

      حالا بیایید به این بخش نگاه کنیم. یوحنا میگه: “او را در خانه اتون نپذیرید و حتّی بهش خوش‌آمد هم نگویید.” تو دنیای باستان، خانه‌ها، محل شکل‌گیری کلیساها بود و ورود یک معلم به خانه، به معنای تأیید تعلیم او و دادن تریبون بهش بود.

      امروز هم خانه جایی که با خانواده‌امون هستیم یا محل کارمون، اصلی‌ترین و بااهمیت‌ترین فضاهای زندگی ما هستند، جاهایی که برای آرامش و رشد خودمان و فرزندانمان ساخته‌ایم. اما وقتی واقع‌بین باشیم، می‌بینیم که درهای خانه یا محل کارمون، تنها راه ورود افکار یا تاثیرپذیری‌های ما نیستن. یه در ورودی دیگه هم داریم که دقیقاً وسط زندگی‌مون باز میشه، موبایل یا کامپیوتر و تلوزیون ما.

      شاید اینا واسه ما یک ابزار باشد، اما برای نوجوانان و نسل جدید، موبایل گاهی به اندازه خود خانه فیزیکی اهمیت داره و دنیاشون رو شکل میده.

      وقتی ما یا فرزندانمان در خلوت خانه، آگاهانه اینفلوئنسر یا کانالی را دنبال می‌کنیم که کارش گاها تمسخر هویت مسیح یا رواج تعالیمی بر خلاف مسیح هست، در واقع بدون اینکه متوجه شویم، همان کاری را داریم میکنیم که یوحنا درباره‌اش هشدار میده. ما اینطوری یک معلم دروغین و فریبکار را همیشه با خودمون داریم که به همه جای زندگیمون واردش کردیم و بهش تریبون داده‌ایم تا هر روز بذر شک بپاشد.

      یوحنا میگه: “هر که به او خوش‌آمد گوید، در کارهای شریرانهٔ او همدست شناخته می‌شود.”

      میدانید تو الگوریتم‌های فضای مجازی، لایک کردن، کامنت گذاشتن و اشتراک‌گذاری (شیر کردن)، دقیقاً به معنای بالا آوردن و دست‌به‌دست کردن آن مطلب است. وقتی ما مطلبی را که هویت خداوندمون را نشانه گرفته لایک می‌کنیم یا اون شخص را دنبال می‌کنیم، الگوریتم اون به افراد بیشتری نشان می‌ده، یعنی عملاً داریم به تکثیر آن تعلیم کمک می‌کنیم و طبق تعریف یوحنا، با آن همدست می‌شویم.

      شاید سوال پیش بیاد که اینکه محبت نیست، اینجاست که باید دیدگاه الهیاتی یوحنا را درست درک کنیم. عیسی با گناهکاران، باج‌گیران و سامریان می‌نشست و غذا می‌خورد، ما خوانده شده‌ایم تا به همه انسان‌ها، با هر عقیده‌ای، محبت کنیم و با آن‌ها در صلح باشیم.

      اما یک تفاوت بزرگ وجود دارد بین “محبت کردن شخص” با “پذیرفتن یک تعلیم غلط به عنوان برادر ایمانی“. یوحنا درباره مردم عادی دنیا حرف نمی‌زند، او درباره “افرادی” حرف میزنه که اصرار دارند تفکر ضد مسیح‌اشون را وارد کلیسا و ایمان مسیحی کنند. مرز محبت در اینجاست. محبتی که روی حقیقت چشم ببندد، محبت نیست، بلکه ساده‌لوحی و خیانت به ایمان است. ما به آدم‌ها محبت می‌کنیم ولی به تعلیمی که حتی زیرکارنه عیسی را نشانه گرفته‌اند، صراحتا نه میگیم.!

      یوحنا در پایان، اینو میگه که ترجیح می‌دهد با قلم و مرکب نه بلکه رو در رو صحبت کنه تا شادی ما کامل شود. چرا؟ چون حقیقت وقتی در روابط واقعی و زنده انجام بشه، محافظت و شادی و برکت میاره!

      ما هم باید سعی کنیم دنبال چنین شادی باشیم که در حقیقت انجام بشه. چیزهایی که میخوان این شادی را بدزدن یا آلوده‌اش کنن، بیاید از زندگیمون دور کنیم تا در روزی که با شاه شاهان ملاقات میکنیم، از این برکت و شادی لبریز بشیم و از ایمانی که خداوند بهمون بخشیده، محافظت کنیم تا اون را رو در رو ملاقات کنیم.

      هفته آینده با نامه سوم یوحنا بر میگردیم.

      خوشحال میشیم که شما را همراه خودمان داشته باشیم.

      برکت خداوند با شما باشد.

      Social Media:

      Website: https://kalameye-hayat.com

      Telegram: https://t.me/KalameyeHayatofficial

      Youtube: https://www.youtube.com/channel/UCyhbpNCwyvva-yH1gwFNw1w/videos

      #پادکست_مسیحی
      #کلمه_حیات
      #کتاب_مقدس
      #نامه_دوم_یوحنا
      #نامه_دوم_یوحنا_شرح
      #عیسی_مسیح
      #مسیحیت
      #ایمان_مسیحی
      #زندگی_مسیحی
      #تعلیم_کتاب_مقدس
      #تفسیر_کتاب_مقدس
      #محبت_مسیحی
      #تشخیص_تعلیم_غلط
      #معلمین_کاذب
      #ضد_مسیح
      #حقیقت_انجیل
      #کلیسا
      #کلیسای_خانگی
      #زندگی_در_ایمان
      #پیام_انجیل

Published: 23/05/2026