Listen now for free

Apocrypha or Deuterocanonical Books

بررسی کتب قانون ثانی یا آپوکریفا

پنهان، مشکوک یا الهامی؟
  • Episode: قانون ثانی یا آپوکریفا چیست؟ قسمت ۱
  • View all episodes: Apocrypha or Deuterocanonical Books
      • 01
      • قانون ثانی یا آپوکریفا چیست؟ قسمت ۱  |  Apocrypha or Deuterocanonical Books

      نص:

      سلام دوستان عزیز

      متشکرم که هنوز شما را همراه خودمون داریم.

      این برنامه قراره متفاوت باشه با پادکست‌هایی که تا امروز آماده‌اشون کردیم چون مربوط میشه به موضوعی که از اول در کلیسا در مورد ماهیتش اختلاف وجود داشته، یعنی کتبی که درباره ورودش به کتاب مقدس، شک و تردیدهای زیادی وجود داشت و هنوز هم کلیسا در موردش اختلاف نظر داره.

      ممکنه اطلاع داشته باشید، که کتاب مقدس در کلیسای پروتستان با کلیسای کاتولیک و اورتدکس، از نظر تعداد مشابه نیست و تو کلیسای کاتولیک و اورتدکس کتب دیگری هم تو کتاب مقدس وجود داره که اصلاح‌گرای پروتستان، آنها را الهامی ندانستن و حاضر به پذیرش آنها نشدن.

      اصلاحاً این کتاب‌ها تو کلیسای کاتولیک به اسم قانون ثانی شناخته میشه و ارزش بالایی داره اما تو کلیسای پروتستان به اسم کتب آپوکریفا یا مشکوک یا جعلی معروف شده.

      چیزی که قبل از هر چیز باید  بدانیم اینه که وقتی میگیم «آپوکریفا»، این کلمه در طول تاریخ همیشه معنای ثابتی نداشته. اول این کلمه بیشتر به معنی «پنهان و اسرارآمیز» بود و به نوشته‌هایی اشاره داشت که تو دسترس همه نبوده و فقط مختص افراد خاصی یا فرقه و گروه خاصی بوده اما بعداً برای نوشته‌های خارج از کتاب مقدس یا جعلی استفاده شد و این امروز بین پروتستان‌ها، به مجموعه‌ای از نوشته‌های تو دوران عهد عتیق اشاره داره تو زمان سکوت که نبی دیگه‌ای تو اسرائیل ظاهر نشده بود.

      این کتب که حدود ۱۴ تا هستن (البته باز هم تو تعداد و ترتیبشون اختلاف نظر هست) ۱۱ مورد تو نظر کلیسای کاتولیک روم قانونی محسوب می‌شوند.

      از این کتب، قسمت‌هاییش تو عهد جدید مستقیم یا غیر مستقیم ازشون نقل میشه که این سوال رو به وجود میاره که آیا نقل شدن این بخش‌ها، آیا دلیلی بر الهی بودن اونا نیست؟

      قبل از گرفتن پاسخ این سوال، بهتره کمی به تاریخ و اتفاقاتی که افتاده نگاه کنیم تا بهتر بتونیم تصمیم بگیریم.

      اول از میخوایم به دیدگاه یهودیان نگاه کنیم که این کتب برای آنها چه جایگاهی داشتن یا دارن!

      قرن‌ها قبل از مسیحیت، یهودیان به دو گروه تقسیم شدن. آنهایی که در اسرائيل زندگیشون را ادامه میدادن و کتاب مقدس را عبری می‌خواندند و این همان مجموعه‌ای هست که پروتستانت‌ها قبول دارن. البته تو تعداد یا ترتیب تفاوت‌ وجود داره، بعضی کتب با هم یکی هستن تو عبری اما تو مسیحیت، اونها هم جدا و تبدیل به ۲ کتاب شدن مثل اول و دوم سموئیل یا تواریخ.

      گروه دوم، یهودیانی بودند که خارج از اسرائیل یا تبعید زندگی می‌کردن و به زبان یونانی صحبت می‌کردن. از جایی که خیلی‌هاشان دیگه زبان عبری را بلد نبودن، این نیاز حس شد که کتاب مقدس به یونانی ترجمه بشه پس ترجمه هفتاد یا «سپتوجنت» شکل گرفت.

      برخلاف تصور اینکه این کتاب‌ها بعدها به مرور زمان اضافه شدن، این کتب تو سنت یهودیان یونانی‌زبان به‌ خصوص تو اسکندریه از همان اول حضور داشتن و به مرور تو مجموعه یونانی سپتوجنت ثابت شدند و برای یهودیان یونانی زبان، اهمیت بالایی داشتن اما تو سنت اسرائيل وزن و جایگاهی هیچوقت به اندازه تورات نداشتن اما شناخته شده بودن.

      حالا، بعد از تخریب اورشلیم، رهبران یهود برای نگه داشتن اتحاد و یک‌پارچگی قوم و خطر حل شدن و از بین رفتن هویت یهودی، تصمیم گرفتن که تنها به کتاب مقدس عبری استناد کنند و از آن هم برای حفظ هویت قوم خود استفاده کنند پس، نسخه ترجمه هفتاد و تمامی کتب اضافه شده کنار گذاشته شد.

      بیشتر این کتاب‌ها یونانی نوشته شدن اما نه همه‌اشون.

      مثلاً شواهدی وجود داره که ممکنه متن اصلی بعضی از آنها، به عبری یا آرامی بوده است. مثلا، کتاب‌های طوبیت، یهودیت، ابن سیراخ، باروک و اول مکابیان در موردشون چنین نظری وجود داره.

      یکی از جالب‌ترین این کتاب ابن سیراخ هستش. بخش بزرگی از متن عبری آن پیدا شد. پس می‌دانیم که دست‌کم بخشی از این نوشته‌ها اول به زبان‌های سامی نوشته شده بودن.

      البته رد شدن این کتب، توسط رهبران یهودیان دلائل الهیاتی هم پشت خودش داشت مثلا:

      دوران نبوت بعد از انبیایی مثل حجی و زکریا و ملاکی، حدود ۴ ق.م تمام شده بود و نبی دیگه‌ای ظهور نکرد که کلام نبوتی با خودش بیاورد و این رو توی تلمود هم بهش اشاره کردن.

      پس کتبی مثل مکابیان و طوبیت و… با وجود زیبا بودن و اخلاقی بودنش، چون تو دوران نبوت نوشته نشده بودن، کنار گذاشته شدن.

      یا برای رهبران اسرائيل، زبان عبری بخاطر وحی، مقدس بود و بیشتر کتبی که به آپوکریفا معروف بودن به زبان یونانی نوشته شده بودن. حتی جاهایی از این کتب، از نظر محتوا یا ساختار با شریعت، همخوانی نداشت یا داستان‌ها با جزئیات مشکوکی توش ثبت شده بود و به چیزهایی اشاره میشد که با دیدگاه مذهبی رهبران یکی نبود. پس اینها بخشی از دلائلی بودن که بعدا ترجمه هفتاد کنار گذاشته شد و همینطور کتب اضافه شده، ارزش سابق را دیگه نداشت.

      الان به دوران شروع مسیحیت در قرون اول میرسیم:

      بخشی از این اتفاقاتی که تو یهودیت افتاد، هم دوران با مسیحیت و رشد اون بود.

      در قرن اول میلادی، ترجمه یونانی کتاب مقدس، محبوب‌ترین و پرکاربردترین متن بین مسیحیان و یهودیان خارچ از اسرائيل بوده. حتی یهودیانی که در اسرائیل زندگی می‌کردند هم به خاطر گسترش زبان یونانی گاهاً از آن استفاده می‌کردند. حتی وقتی به عهد جدید نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که نویسنده‌ها عهد جدید، وقتی می‌خواستند از عهد عتیق نقل ‌قول کنند، تو بیشتر موارد از همین ترجمه هفتاد استفاده می‌کردن، نه از متن عبری. این نشان می‌دهد که این نسخه، کتاب مقدسی بود که بین یهودیان یونانی زبان و مسیحیان، مرجعیت زیادی داشت اما بین یهودیان عبری زبان، همچنان متن عبری کلام وحی شده و کامل خدا بود و ترجمه یونانی، چنین مرجعیتی نداشت.

      در بین پدران کلیسا تو قرون اول هم درباره جایگاه این کتب، نظرات متفاوت و ضد نقیضی وجود داشت. بعضی‌هاشون، برای این کتب ارزش زیاد و همتراز با کتاب مقدس را قائل بودن و بعضی‌های دیگه، مرز مشخصی بین این کتب و کتاب مقدس قائل بودن.

      مثلاً کلمنت اسکندریه یا ایرینیوس  تو قرن دوم و سوم میلادی تفاوتی بین این کتب قائل نمیشدن و آنها را معتبر میدونست یا اوریجن هم همون دوران بود، همین نظر را داشت اما گفته بود که یهودیان عبرانی زبان این کتب را تو مجموعه رسیم کتاب مقدسشون ندارن.

      آتاناسیوس بود که تو قرن سوم و چهارم، خط روشنی بین کتب رسمی و آپوکریفا کشید. اون ترتیب کتب عبری را تائيد کرد و کتب دیگر را الهمی نمیدانست هر چند نظرش این بود که این کتب میتونه برای افراد نو ایمان مفید باشه.

      جروم که تو قرن ۴ و ۵ زندگی میکرد و اون مترجم کتاب مقدس به لاتین بود، نسخه ولگیت را آماده کرد و اصرار داشت که آپوکریفا تو کتب عبری نیستن و نباید آنها را کتب کلیسایی دانست یا برای تائید تعلیمی ازشون استناد کرد اما بخاطر فشار کلیسا، اون کتب را هم ترجمه کرد و در نهایت، آگوستین هم تو همان دوران، تو شورای کارتاژاین کتب را به عنوان بخشی از کتاب مقدس عبری پذیرفت و دائما از آنها تو نوشته‌هاش استناد میکرد.

      این بخش اول در مورد کتب قانون ثانی و آپوکریفا هست و باقی این موضوع را تو بخش دیگه‌ای بررسی میکنیم. امیدوارم که همچنان شما را کنار خودمون داشته باشیم.

      متشکرم تا بعد.

      Social Media:

      Website: https://kalameye-hayat.com

      Telegram: https://t.me/KalameyeHayatofficial

      Youtube: https://www.youtube.com/channel/UCyhbpNCwyvva-yH1gwFNw1w/videos

      #پادکست_مسیحی

      #کلمه_حیات

      #کتاب_مقدس

      #نامه_یهودا

      #رساله_یهودا

      #عیسی_مسیح

      #تعلیم_کتاب_مقدس

      #تفسیر_کتاب_مقدس

      #ایمان_مسیحی

      #زندگی_مسیحی

      #مسیحیت

      #عهد_جدید

      #آپوکریفا
      #قانون_ثانی
      #کتاب_مقدس
      #عهد_عتیق
      #عهد_جدید
      #تاریخ_کلیسا
      #تاریخ_مسیحیت
      #یهودیت
      #کلیسای_کاتولیک
      #کلیسای_ارتدکس
      #کلیسای_پروتستان
      #سپتوجنت
      #ترجمه_هفتاد
      #قانون_کتاب_مقدس
      #قانون_مقدس
      #پدران_کلیسا
      #جروم
      #آگوستین
      #آتاناسیوس
      #اوریجن
      #ایرینیوس
      #ابن_سیراخ
      #مکابیان
      #طوبیت
      #کتب_قانون_ثانی

Published: 11/09/2026