Listen now for free
2 John
مسائلی که نامه دوم و سوم یوحنا صحبت میکنه، مکمل همدیگه هستن، از جهاتی خیلی شبیه همن اما از طرف دیگه، میشه گفت خیلی هم با هم متفاوت هستن.
در واقع این ۲ نامه، دو روی یک سکه هستن چون نامه دوم، به گیرنده هشدار میده که تو پذیرش مبشران دقت کنه و میگه: «در را ببندید!» جلوی معلمان دروغینی که میخواهند حقیقت مسیح را تحریف کنند و نامه سوم میگه: «در را باز نگه دارید!» جلوی خادمان واقعی انجیل و نگذارید ترس یا دیکتاتوری یک شخص، جلوی جریان محبت کلیسا را
-
-
- 01
- نامه دوم یوحنا ۱ الی ۳ | 2 John 1 : 1-3
نص:
جایی که حقیقت، محبت میشود.
یکی از کشیشان کلیسایی که عضوش هستم، تقریبا همیشه برای موعظههایی که آماده میکنه، از وسایل مختلفی استفاده میکنه که گاهی توسط اونا و قوانین ساده فیزیکی، توجهها را جلب میکنه به کلام خدا. بعضی از موعظههاش رو زودتر فراموش میکنم اما بعضیهاشون مثل یک قلاب تو ذهنم باقی میمونن.
این روشی که اون موعظههاش را شروع میکنه و شبیه شناسنامه موعظه و تعالیمش هست. چند بار سعی کردم مثل اون عمل کنم اما معمولا نتیجهای که میخواستم به دست نیومد یا حتی نتیجه برعکس داد.
میدانید، اینو گفتم چون یوحنا هم روش خودش را داشت برای نوشتن نامههاش، چیزهایی رو استفاده میکرد که نیاز نبود حتی بخواد خودش را معرفی کنه یا اسم ببره چون همه میدونستن کیه که این نامه را نوشته. چیزهایی تو صحبتهاش داشت که برای اون هم مثل شناسنامه موعظه یا نامههاش بود یعنی صحبت از راستی، محبت، انگار اصلا خسته نمیشه از به زبان آوردن این چیزها.
ولی آیا واقعاً صحبت کردن از این چیزها میشه یا حرف از زندگی کردن تو محبت و راستی، آیا این چیزی هستش که باعث دل زدگی، روزمرگی یا خستگی بشه؟
فکر میکنم که اگر کسی این چیزها را به زبان بیاره اما تو خودش ریشه یا ثمر نداشته باشه، یک روز ازش خسته میشه چون میدانه حداقل کسی این چیزا رو تو خودش نمیبینه اما کسی که تمام زندگیاش رو وقف این موضوع کرده یا این واقعا سبک زندگیاش باشه همونجوری که عیسی میگه: دهانش از پری دلش سخن بگه، وقتی از محبت و راستی حرف میزنه، این براش چیزی مثل شعار نیست بلکه تبدیل به بخش جدانشدنی از شخصیتش شده یعنی چیزی که تو یوحنا می بینیم.
راستی و محبت، این چیزیه که یوحنا از تکرارش خسته نمیشه.
اما چرا صحبت از راستی و محبت اینقدر مهمه؟
قبل از ادامه دادن، بیاید به آیات ۱ الی ۳ نامه دوم یوحنا نگاه کنیم:
از طرف شیخ کلیسا به بانوی برگزیدۀ خدا و فرزندان او، که نه تنها من بلکه همۀ آنانی که حقیقت را میشناسند آنها را واقعاً دوست داریم، زیرا حقیقت در میان ما بوده و هست و تا ابد با ما خواهد بود. خدای پدر و عیسای مسیح پسر او، فیض، رحمت و آرامش به ما عنایت فرماید تا این برکات همیشه در حقیقت و محبّت از آن ما باشند.
برای درک این راستی و محبت ما اول باید ببینیم که تو ذهن یهودی یوحنا چه میگذشت که آن را به زبان یونانی نوشته، چون این موضوع خیلی مهم هستش.
مخاطبان یوحنا در آن زمان، در فرهنگ یونانی زندگی میکردند. در ذهن یک یونانی آن دوره، “حقیقت” یا “راستی” فقط یک مفهوم ذهنی و سرد بود. واسه آنها حقیقت یعنی پرده برداشتن از روی رازها؛ یعنی رسیدن به یک واقعیتِ روشن و عریان که هیچ سایه، توهم یا ظاهر فریبندهای توش نباشه، مثل یک فرمول ریاضی که دقیق و بینقص است. در دنیای یونانی، حقیقت چیزی بود که انسان باید آن را در ذهن خودش میفهمید یا کشف میکرد.
اما یوحنا یک یهودی بود که تمام زندگیاش با تفکر و فرهنگ عبری گذرونده بود. در تفکر عبری، “حقیقت” فقط یک ایده برای فهمیدن نیست. حقیقت یعنی وفاداری، امانتداری و ثبات. واسه یک یهودی، حقیقت چیزی نیست که فقط توی سر باشه، بلکه چیزی است که باید آن را در عمل نشان دهی و زندگی کنی.
و اینجاست که یوحنا شاهکار شناسنامهی خودش را رو میکند!
اون کلمه “حقیقت” را از فرهنگ یونانی را با حقیقت فرهنگ یهودی بکار میبره.
تو اون زمان، محبت و حقیقت دو چیز متفاوت و کاملا بیربط به هم بودن اما یوحنا، “محبت” رو که پر از احساس و رابطه است با “حقیقت یا راستی” که پر از منطق و علم هست را با هم یکی میکنه و میگه اینها از هم جدا نیستن.
وقتی یوحنا از راستی حرف میزند، منظورش یک سری قوانین خشک مذهبی یا اطلاعات عقلی نیست؛ منظورش یک شخص است که همون عیسیاست.
عیسی نگفت “من حقیقت و راستی رو میدانم”، بلکه گفت “من خود حقیقت و راستی هستم”. پس وقتی کسی این حقیقت زنده را در درون خودش داشته باشد، این حقیقت به شکل یک فرمول ریاضی بیرون نمیآید، بلکه ثمرهاش تو زندگی یعنی محبت دیده میشه.
به همین دلیله که یوحنا هیچوقت از تکرار این دو کلمه خسته نمیشود. برای او، راستی و محبت دو روی یک سکهاند. راستی بدون محبت، میشه خشونت و تعصب مذهبی و محبت بدون راستی، میشه احساسات توخالی و سازش کاری. اما یوحنا هر دوی اینها را در عیسی دیده و کلیسا را تشویق میکنه که در این راستی و محبت زندگی کنن چنانکه خیلی از آنها را میبینیم تو آیات بعد که اینطور زندگی نمیکنن.
اینها دو چیزی هستن که خیلی وقتها ما به یکیاش بیشتر میچسبیم و از اون یکی غافل میشیم و گاهی برعکس و این چیزی هستش که یوحنا داره سعی میکنه که ما و کلیسا را توش متعادل نگه داره.
راستی و محبت واسه یوحنا دو موضوع جداگانه نیستن، آنها دو روی یک سکه بودند که اسمش زندگی مسیحی هستش. شما نمیتوانید سکهای داشته باشید که فقط یک رو داشته باشد. بیاید تلاش کنیم تو هفته آینده، وقتی در موقعیتهای سختتر قرار میگیریم، وقتی میخواهیم حرفی بزنیم یا تصمیمی بگیریم، از خودتان بپرسیم که: “آیا این حرف من، هم تو راستی است و هم در محبت؟” یوحنا از تکرار اینها خسته نشد، چون اینها شعار نبودن، ثمرهی حضور عیسی در او بودنن. دعا میکنم که دهان ما هم از پریِ دلی سخن بگه که با این راستی و محبت پر شده.
برکت خداوند با شما باشه.
Social Media:
Website: https://kalameye-hayat.com
Telegram: https://t.me/KalameyeHayatofficial
Instagram: https://www.instagram.com/kalameyehayat
Youtube: https://www.youtube.com/channel/UCyhbpNCwyvva-yH1gwFNw1w/videos
#پادکست_مسیحی
#کلمه_حیات
#کتاب_مقدس
#نامه_اول_یوحنا
#عیسی_مسیح
#ایمان_مسیحی
#زندگی_مسیحی
#یوحنا
#راستی_و_محبت
#حقیقت_مسیحی
#محبت_الهی
#تعلیم_کتاب_مقدس
#موعظه_مسیحی
#شاگردی_مسیح
#رشد_روحانی
#کلیسا
#انجیل
#حقیقت_زنده
#محبت_واقعی
#زندگی_در_مسیح
#پیروی_از_مسیح
#تعادل_روحانی
#هویت_مسیحی
-
Published: 02/05/2026