Episode:  Abraham  /  Galatians

Listen now for free

Book of Mark

حدود ۹۰ درصد از مرقس، تو متی و لوقا اومده که اصطلاحاً بهشون اناجیل همنظر میگن و بخاطر همین، خیلی از محققای کتاب‌مقدس اعتقاد دارن که چون تقریباً تمام مرقس تو بقیه اناجیل اومده، احتمالاً، مرقس، اولین انجیلی بوده که نوشته شده، هر چند تا قرن ۱۹ بیشتر باور داشتن که متی، اولین انجیل بوده.

از بین بقیه انجیل نویسا، اسم مرقس بیشتر تو عهد جدید ذکر شده و بعد از اناجیل، تو اعمال رسولان و بعد تو نامه‌های پولس و پطرس، اسمش رو می‌بینیم.

  • Episode: Mark 10:46-52
  • View all episodes: Book of Mark
      • 01
      • Mark 10:46-52  |  Book of Mark 10 : 46-52

      نص:

      بیاید قبل از اینکه به شفای بارتیمائوس برسیم، یه نگاهی به شهر اریحا کنیم. ۲ شهر اریحا وجود داشت که شهر جدید، توسط رومی ها کمتر از ۲ کیلومتری شهر قدیمی ساخته شده بود و بخاطر زمین‌های حاصل خیزش و نخلستا‌نها، شهر ثروتمندی که حدود ۲۵ کیلومتری اورشلیم قرار داشت. تو ایام اعیاد یهودی، افراد زیادی برای رفتن به اورشلیم، از اریحا عبور میکردن که باعث شلوغی بیشترش هم میشد.

      و افرادی که نقص عضو داشتن یا اینکه مثل این مرد نابینا بودن، اگه از خانواده ثروتمندی نبودن، چاره‌ای جز این کار نداشتن چون کمک یا خدماتی دولتی یا شهری بهشون داده نمیشد و این شهر بخاطر وجود مسافرها، متکدی های زیادی هم داشت چرا که تو شریعت گفته شده که فقیر رو از خودت نران یا اون رو تهی دست روانه نکن.

      و همونطور که میدانیم،‌یکی از روش‌‌های تکدی گری برای دریافت پول،‌اصرار کردنه و بارتیمائوس از همین روش برای گرفتن برکت از عیسی استفاده میکنه.

      بارتیمائوس، میدانه که این شلوغی، فقط بخاطر عید نیست چون شلوغی اعیاد رو میشناسه.

      اون نه معجزه‌ای از عیسی دیده بود و نه میتونست در مورد عیسی تحقیق کنه و با اینکه سواد یا دانش خاصی بخاطر معلولیت‌اش نداشت، تونست بفهمه که عیسی کیه و وقتی که عیسی را پسر داوود صدا میکنه، میفهمیم که اون میدانسته که اون همون مسیح موعوده از نسل داوود که نبوت‌های زیادی در موردش نوشته شده بود و از شفاهای اون که تو اشعیا نوشته شده بود، میتونسته شنیده باشه و هر چی که مردم سعی میکنن آرومش کنن، اون بیشتر تلاش میکنه تا به عیسی برسه.

      وقتی عیسی صداش رو میشنوه و اونو میخواد، همون مردمی که سعی میکردن ساکت‌اش کنن، با خوشحالی پیشش میان که عیسی تو رو میخواد. این یه تناقضه که بنظر میاد افرادی که اول دارن دشمنی میکنن یا میخوان مانع بشن، چطوری با خوشحالی میان سراغش که اونو پیش عیسی بیارن.

      نمیخوام جسارت یا بی‌احترامی به کسی کنم ولی وقتی این رفتار دو گانه مردم را با بارتیمائوس میبینیم که یکبار سعی میکنن تا آرومش کنن و بار دیگه با خوشحالی میان تا بهش خبر خوب بدن، یاد تناقض‌ها یا رفتارهایی میفتم که تو زندگی خودم هم پیش اومده یا افرادی که سراغم اومدن که یک به شرایطت فکر کن و یه فکر منطقی کن تا یه راه‌حلی پیدا کن. چی راجع به خودت فکر کردی؟ فکر کردی خدا نشسته تا دعاهای تو را جواب بده؟ یا کاری واست میکنه؟            ـ ولی وقتی میبینیم خداوند چطور اون مشکل رو به صورت معجزه وار حل میکنه، همون افراد دوباره سراغمون میان یا با خوشحالی یا سراغمون بیان تا بهمون نشان بدن این با دلیل و مدرک و فکر و منطق و توانایی خودمون بوده که تونستیم به نتیجه برسیم و دعا یا برکت خداوندی در کار نیست.

      اگه به این داستان نگاه کنیم، میبینیم که افراد سالم بودن که داشتن عیسی را پیروی میکردن یا بیمارهای مختلفی بودن که داشتن تکدی گری میکردن ولی چی میشه که کسی مثل بارتیمائوس برکت میگیره نه افراد سالم یا بیمارهای دیگه.

      گاهی ممکنه چیزهایی خوبی که خداوند بهمون داده، مثل چشم، فکر یا دانش، همون‌ها مانعی باشن تا بخوایم سعی کنیم جای ایمان داشتن، به توانائی یا شایستگی‌مون نگاه کنیم بدون اینکه به فیض یا قدرت خداوند امید داشته باشیم.

      چند روزه که دارم به بارتیمائوس فکر میکنم که چطور میشه همچین کسی با همه معلولیت‌ها و نقص‌هایی که داشته، عیسی رو بشناسه، بهش ایمان داشته باشه و خداوند این رو ببینه و ازش استفاده کنه برای جلال خودش و فقط این آیات از ۱ قرنتیان ۱« ۲۶ـ۲۹ به دلم میاد که:

      ‘ای برادران من، به‌ خاطر داشته باشید، در آن هنگام که خدا شما را دعوت کرد چه نوع اشخاصی بودید. از روی معیارهای این جهان اکثر شما افرادی حکیم، با نفوذ، و یا نجیب ‌زاده نبودید. بلکه خدا عمداً آنچه را که جهانیان پوچ و بی‌ معنی می‌شمارند برگزید تا حکیمان را خجل سازد و آنچه را که جهانیان ضعیف می‌پندارند انتخاب کرد تا نیرومندان را شرمنده سازد. خدا آنچه را که دنیا خوار و خفیف و حتّی نیستی می‌شمارد برگزید تا جهان هستی‌ها را براندازد، تا هیچ انسانی در حضور او دلیلی برای فخر کردن نداشته باشد.

      گاهی شاید بنظر بیاد که خداوند ما را نمیبینه یا صدای ما رو نمیشنوه، یا اینقدر سختی‌ها تو زندگیمون زیاد باشن که نتونیم کارهای خداوند رو ببینیم، کافیه فروتن بشیم و به فقر روحانی و ضعف بینائی‌مون نگاه کنیم و قلباً بخوایم تا از این خداوند برکت بگیریم حتی اگه افرادی مثل افرادی که دور و بر بارتیمائوس بودن، دور و برمون باشن و اگه خداوند اراده کنه، اون ما رو برکت میده و بلند میکنه.

      وقتی اصرار این مرد رو میبینم که واسه شفا چه اصراری داره، بیشتر میتونیم تشویق شیم که برای برکت گرفتن از خداوند تلاش کنیم.

      بیاید به ایمان نگاه کنیم که آیا مثل بارتیمائوس، همچین ایمان محکمی داریم که با وجود هر سختی، به عیسی بچسبیم و اگه همچین ایمانی نداریم، ببینیم چطور میتونیم روی ایمانمون کار کنیم تا ایمان محکمی داشته باشیم.

Published: 03/03/2023