Episode:  Abraham  /  Galatians

Listen now for free

Book of Mark

حدود ۹۰ درصد از مرقس، تو متی و لوقا اومده که اصطلاحاً بهشون اناجیل همنظر میگن و بخاطر همین، خیلی از محققای کتاب‌مقدس اعتقاد دارن که چون تقریباً تمام مرقس تو بقیه اناجیل اومده، احتمالاً، مرقس، اولین انجیلی بوده که نوشته شده، هر چند تا قرن ۱۹ بیشتر باور داشتن که متی، اولین انجیل بوده.

از بین بقیه انجیل نویسا، اسم مرقس بیشتر تو عهد جدید ذکر شده و بعد از اناجیل، تو اعمال رسولان و بعد تو نامه‌های پولس و پطرس، اسمش رو می‌بینیم.

  • Episode: Mark 13: 1-2
  • View all episodes: Book of Mark
      • 01
      • Mark 13: 1-2  |  Book of Mark 13 : 1-2

      نص:

      قصد دارم این برنامه رو به اتفاقات تاریخی که برای معبد اورشلیم میفته، اختصاص بدم.

      تو انجیل یوحنا میخونیم که این معبد رو هیرودیس کبیر، نزدیک ۴۶ سال طول کشید تا بسازه که بخشی از آن بعد از مرگش ساخته شد و چیزی که تو تاریخ میتونیم درباره‌اش پیدا کنیم اینه که ساختمان معبد، یکی از عجایب دنیا باستان بود.

      هیرودیس به استفاده از سنگ های بزرگ تو پروژه‌های ساختمانی‌اش علاقه داشت و به گفته یوسیفس، تاریخ‌نویس یهودی قرن دوم، اون از سنگ‌های بزرگ برای ساختمان معبد استفاده کرده بود که طول بعضی نزدیک ۱۴ متر به ارتفاع  ۲.۵ متر و عرض ۳.۵ بود. اینکه چطور میتونستن همچین سنگ‌هایی استفاده کنن، بنظر غیرممکنه میاد چون وزن آن چیزی نزدیک ۴۰۰ تن میشه تا اینکه چند سال پیش، بخشی از این دیوار در غرب دیوار اورشلیم پیدا شد که لایه لایه روی هم گذاشته شده بود و اینقدر خوب تراش خورده بودند که حتی یک ورق نازک فلزی نرو نمیشد در شکاف‌اش قرار داد. و بعد، بخش‌هایی از ساختمان با ورقه های طلا پوشیده شده بود که تو طول روز از بخش‌هایی از شهر نمیشد به اون نگاه کرد چرا که انعکاس نور خورشید، نگاه کردن به اون را غیر ممکن میکرد.

      این صحبت‌های عیسی، برای شاگردا خیلی عجیب و غیرممکن بنظر میاد چرا که معبد، جایی بود که خداوند در نظر گرفته بود و قرار بود خانه پرستش برای یهودیان و حتی امت‌ها باشه و پس چطور ممکنه خداوند اجازه بده این اتفاق بیفته.

      مشابه این اتفاق بار یکبار دیگه هم افتاده بود. وقتی حزقیال نبی تو رویا دیده بود که جلال خدا، معبد را ترک میکنه، خداوند اجازه میده تو حمله امپراتوری بابل، آسیب جدی ببینه.

      و تو فصل قبل خوندیم که معبد، تبدیل به بازاری برای دلال‌ها و فروشندگان حیوانات شده یا جایی برای کسب درآمد رهبران یهود شده بود و هر بار، بیشتر از چیزی که خدا براش در نظر گرفته بود، فاصله میگرفت.

      تو ذهن قوم اسرائیل، معبد چیزی بود که خدا بخاطر اسم خودش هم که شده بود، نمی‌گذاشت آسیب ببینه. به حدی معبد براشون مهم بود که تبدیل به بتی شده بود که حرف زدن به ضدش، حکم کفر گویی رو داشت مثلاً میخونیم یکی از مهمترین اتهامات عیسی یا استیفان بین شورا سنهدین، صحبت از خرابی  معبد بود.

      با اینکه این ساختمان، خیلی با شکوه و زیبا بود ولی از درون، خالی بود. جایی که قرار بود که خداوند در آن پرستش بشه، تبدیل به جایی شد که توش تصمیم گرفتن نجات دهنده ‌اشون را مرگ محکوم کنن و اون رو به صلیب بکشن.

      تو سال ۷۰ میلادی، حدود ۴۰ سال بعد از این پیشگویی، یهودیان که مدت‌ها در شورش به ضد امپراتوری روم بودند و حتی تونسته بودن بخش بزرگی از سرزمین را به حاکمیت خودشان در بیارن، شهرهای رومی و یونانی‌نشین زیادی را تو این شورش از بین ببرن، نهایتا روم تصمیم میگیره که تیطوس فرمانده نظامی رو به همراه یک رابی یهودی به اسم یوسیفس (نه آن تاریخ نویس) که سعی میکرد بین روم و یهودیان میانجیگری کنه، به اورشلیم آمدند و آنجا را فتح کردند و در نهایت، لشکر یهودیان برای در امان ماندن و جنگیدن به ضد روم، به معبد پناه بردن که قوی‌ترین ساختمان باقی مانده در شهر بود.

      تیطوس دستور داد که معبد را خراب نکنند، ولی در میان جنگ و مقاومت‌ها، سربازان رومی، شروع به پرتاب تیر کردند که تیرهای چوبی معبد، آتش گرفت و معبد در این جنگ، کاملاً تخریب شد و یهودیان باقی مانده به اسارت برده شدند یا کشته شدند.

      بعد از آن ، هیچوقت قوم اسرائیل نتوانست انسجام خودش را باز پیدا کنه چون انهدام معبد، نشانه پایان شورش و پایان سرزمین یهودیان بود. دینی بدون یک مکان مقدس، بدون یک سیستم روحانی متمرکز، صدوقیان از بین رفتند و فریسیان و سایر یهودیان، جایی جز کنیسه در سرزمین‌هایی که به اسارت رفتند، برایشان باقی نماند و بعد از آن هم بارها یهودیان تا حدود ۱۳۰ میلادی، سعی کردند که دوباره از نو شروع کنن و به ضد روم بلند میشدند و حتی شخصی به اسم شمعون که مدعی مسیح موعود بودن را داشت، قیام کرد و اینبار ۵۸۰ هزار نفر یهودی دیگر هم کشته شدند.

      این اتفاق در نهایت با مرگ چند میلیون یهودی در امپراتوری روم پایان پیدا میکنه و تا ۱۹ قرن در اسارت و جفاهای مختلف باقی میمونن تا سال ۱۹۴۸ که باز به اسرائیل بازگردند.

      خداوند اراده خودش را به جا میاره و هیچ وقت با هیچ بتی جلال خودش را شریک نمیشه، این رو بارها تو عهد عتیق میبینیم که چیزی که خداوند هیج وقت تحمل نکرد در رابطه با قوم خودش، پذیرش بت‌ها تو اسرائیل بود. ما انسان‌ها قابلیت این رو داریم تا از هر چیزی حتی مقدس ترین چیزها بت بسازیم یا اینقدر به ظاهرش اهمیت بدیم تا مفهوم چیزی که باید بدانیم رو ترک کنیم و به ظاهرش بچسبیم.

      میخوام تشویق‌تون کنم که به زندگی خودمان بیشتر نگاه کنیم و حساس باشیم. آیات بعدی که قراره نگاه کنیم در مورد جفاها و اتفاقاتی هستش که در زمان‌های آخر میفته و کتاب مقدس خیلی هشدار بهمون میده که بیدار باشیم تا برای روز خداوند آماده باشیم.

      با این آیه از اول یوحنا فصل ۵ آیه ۲۱ تمام میکنم:

      ای فرزندان من، از بُتها دوری جوئید.

      آمین

Published: 09/06/2023